سختی فولاد:مقاومت یک ماده در برابر تغییر شکل پلاستیک موضعی-روشهای اندازه گیری
سختی فولاد
سختی فولاد: تعریف، روشهای اندازهگیری و عوامل مؤثر بر آن
مقدمه: چرا سختی، پرکاربردترین معیار در مهندسی فولاد است؟
در میان تمام خواص مکانیکی فولاد، سختی بیشترین کاربرد عملی و سریعترین روش ارزیابی را دارد. سختی نهتنها یک ویژگی مستقل است، بلکه به عنوان یک شاخص سریع و کمهزینه. برای تخمین استحکام کششی، مقاومت به سایش و قابلیت ماشینکاری نیز به کار میرود. در کارخانههای فولاد، آزمون سختی بخشی جداییناپذیر از کنترل کیفیت است. و در استانداردهایی مانند NACE MR0175/ISO 15156. سختی به عنوان یک معیار ایمنی حیاتی برای جلوگیری از ترکخوردگی تنشی سولفیدی در محیطهای حاوی سولفید هیدروژن تعیین شده است. با این حال، تعریف دقیق سختی و انتخاب روش اندازهگیری مناسب، پیچیدگیهای خاص خود را دارد.
سختی به طور کلی به مقاومت یک ماده در برابر تغییر شکل پلاستیک موضعی (مانند فرورفتگی، خراش یا برش) گفته میشود. در متالورژی، معمولاً منظور مقاومت در برابر فرورفتگی (Indentation Hardness) توسط یک جسم سختتر است. نکته مهم این است که سختی یک خاصیت بنیادین و منفرد مانند چگالی یا مدول الاستیسیته نیست. بلکه یک پاسخ مرکب از ماده به یک بارگذاری خاص است. به همین دلیل، عدد سختی به روش اندازهگیری دارای وابستگی است و مقادیر مورد حاصل از روشهای مختلف. تنها از طریق جداول تبدیل تقریبی (مانند ASTM E140) قابل مقایسه هستند. با این حال، همین وابستگی به روش، باعث انعطافپذیری بالای آزمون سختی میشود. زیرا میتوان روش را بر اساس نوع قطعه، اندازه دانه و هدف آزمون انتخاب کرد.
روشهای اصلی اندازهگیری سختی فولاد
سه روش استاندارد و پرکاربرد برای اندازهگیری سختی فولاد وجود دارد که هر یک بر اساس اصل فرورفتگی عمل میکنند. اما از نظر geometry فرورونده، بار اعمالی و مقیاس اندازهگیری تفاوت دارند.
آزمون برینل (Brinell – HBW)
آزمون برینل که توسط دکتر یوهان آگوست برینل در سال ۱۹۰۰ در سوئد ابداع شد. یکی از قدیمیترین و پرکاربردترین روشها برای اندازهگیری سختی فولادهای ریختهگری، فورجشده و نورد گرم است. در این روش، یک گلوله کاربید تنگستن با قطر ۱۰ میلیمتر (یا قطرهای کوچکتر برای قطعات نازک) با نیروی استاندارد ۳۰۰۰ کیلوگرمنیرو (برای فولاد). به سطح قطعه فشار داده میشود و قطر فرورفتگی حاصل با میکروسکوپ اندازهگیری میشود. بار معمولاً برای مدت ۱۰ تا ۳۰ ثانیه اعمال میشود. عدد برینل (HBW) از نسبت بار به سطح فرورفتگی محاسبه میشود.
محدوده کاربرد این روش برای فولاد معمولاً ۸۰ تا ۴۵۰ HBW است. مزیت اصلی برینل، فرورفتگی بزرگ و میانگینگیری طبیعی آن است. که آن را برای مواد ناهمگن و با دانههای درشت (مانند ریختهگریها و فورجینگها) ایدهآل میکند. زیرا اندازهگیری بر سطحی بزرگتر انجام میشود و کمتر تحت تأثیر ساختار دانهای درشت قرار میگیرد. استاندارد مرجع این آزمون ASTM E10 (و معادل بینالمللی ISO 6506) است. برای اطمینان از صحت اندازهگیری، ضخامت قطعه کار باید حداقل ۲ میلیمتر باشد. زیرا در غیر این صورت فرورفتگی ممکن است به پشت قطعه برسد و نتیجه را مخدوش کند.
آزمون راکول (Rockwell – HRC)
آزمون راکول سریعترین و پرکاربردترین روش در خطوط تولید و برای قطعات عملیات حرارتی میباشد. در مقیاس C (HRC) که برای فولادهای سخت به کار میرود. یک مخروط الماس با زاویه ۱۲۰ درجه با بار استاندارد ۱۵۰ کیلوگرمنیرو به سطح فشار دهی میشود. و عمق فرورفتگی به عنوان معیار سختی قرائت میشود. فرمول محاسبه HRC به صورت HRC = ۱۰۰ – (h/۰.۰۰۲) است که در آن h عمق فرورفتگی بر حسب میلیمتر است.
محدوده کاربرد HRC برای فولاد ۲۰ تا ۷۰ است و در مقادیر زیر ۲۰ HRC، این مقیاس قابل اعتماد نیست. و باید از مقیاس B (HRB) با گلوله فولادی ۱/۱۶ اینچ و بار ۱۰۰ کیلوگرمنیرو استفاده شود. مزیت راکول، سرعت بالا و نیاز به آمادهسازی سطح کمتر نسبت به برینل است. و به همین دلیل در کنترل کیفیت انبوه قطعات صنعتی ترجیح دهی
میشود. دقت آن معمولاً خطای کمتر از ۳ درصد دارد. با این حال، این روش برای مواد نازک یا نواحی کوچک مناسب نیست و ممکن است تحت تأثیر لبه قطعه یا فرورفتگی قبلی قرار گیرد. استاندارد مرجع آن ASTM E18 است.
آزمون ویکرز (Vickers – HV)
آزمون ویکرز از یک هرم الماس با زاویه ۱۳۶ درجه به عنوان فرورونده استفاده میکند. و بار اعمالی آن بسته به کاربرد، از ۱ گرمنیرو تا ۱۲۰ کیلوگرمنیرو متغیر است. قطر فرورفتگی (طول قطرهای آن) اندازهگیری شده و عدد ویکرز محاسبه میشود. محدوده وسیع ۸۰ تا ۹۰۰+ HV، این روش را برای طیف گستردهای از فولادهای نرم تا بسیار سخت مناسب میکند.
مزیت منحصربهفرد ویکرز، قابلیت اندازهگیری در مقیاس میکروسکوپی (میکرو ویکرز) است. که آن را برای بررسی لایههای سطحی سختشده، مناطق جوش (HAZ) و ریزساختارهای چندفازی ایدهآل میسازد. برای مثال، در مطالعهای بر روی فولادهای Grade 91 و 92، از نیروی ۰.۱ و ۰.۲ کیلوگرمنیرو با فاصله فرورفتگی ۰.۱ میلیمتر. برای نقشهبرداری سختی در مناطق جوش استفاده شده است. استانداردهای مرجع آن ASTM E92 (ماکرو) و ASTM E384 (میکرو) هستند.
رابطه سختی با استحکام کششی: یک ابزار مهندسی قدرتمند
یکی از مهمترین کاربردهای آزمون سختی، تخمین سریع و غیرمخرب استحکام کششی نهایی (UTS) فولاد است. برای فولادهای کربنی و کمآلیاژ، یک رابطه تجربی خطی بین سختی برینل و استحکام کششی وجود دارد. یک قاعده سرانگشتی رایج و قابل اعتماد در محدوده ۱۵۰ تا ۴۰۰ HB به صورت زیر است:
UTS (MPa) ≈ ۳.۴۵ × HB
این رابطه برای فولادهای کربنی و کمآلیاژ تقریب خوبی ارائه میدهد. اما باید توجه داشت که به ترکیب شیمیایی، عملیات حرارتی و ریزساختار بستگی دارد و یک مقدار ثابت جهانی نیست. به عنوان مثال، یک فولاد با سختی ۲۰۰ HBW دارای استحکام کششی تقریبی ۶۹۰ مگاپاسکال است.
جداول تبدیل استاندارد مانند ASTM E140 روابط دقیقتری را برای تبدیل بین مقیاسهای سختی (برینل، راکول، ویکرز، ناپ) و تخمین استحکام کششی ارائه میدهند. یک رابطه تبدیل خطی ساده بین برینل و ویکرز نیز به صورت HV ≈ ۱.۰۵ × HB + ۵ گزارش شده است. باید تأکید کرد که این روابط برای فولادهای زنگنزن آستنیتی. آلومینیوم و فلزات کار سرد شده به طور قابل اعتماد اعمال نمیشود و نیازمند کالیبراسیون اختصاصی است. برای کاربردهای بحرانی، اندازهگیری مستقیم همیشه بر تبدیل تقریبی ترجیح داده میشود.
عوامل متالورژیکی مؤثر بر سختی فولاد
سختی فولاد نتیجه مستقیم ترکیب شیمیایی و تاریخچه فرآوری آن است. مهمترین عوامل به شرح زیر هستند:
۱. کربن: تعیینکننده اصلی
کربن مهمترین عنصر در تعیین سختی فولاد است، زیرا در حین کوئنچ، کاربید تشکیل میدهد. و ساختار مارتنزیتی را ایجاد میکند که منشأ اصلی سختی است. به طور کلی، سختی فولاد با هر افزایشی در کربن افزایش مییابد. با این حال، رابطه خطی نیست و پیچیدگیهایی دارد. studies نشان میدهد. که یک پیک در سختی معمولاً در محدوده کربن ۰.۶ تا ۱ درصد وزنی مشاهده میشود. این پیک نتیجه یک مصالحه بین استحکام خود مارتنزیت (که با افزایش کربن بیشتر میشود). و افزایش مقدار آستنیت باقیمانده (که با افزایش کربن. دمای شروع و پایان مارتنزیت را کاهش میدهد و مقدار بیشتری آستنیت نرم را در دمای اتاق حفظ میکند) است. در کربنهای بالاتر از حدود ۰.۸ درصد، افزایش آستنیت باقیمانده میتواند منجر به کاهش سختی شود. در فولادهای مارتنزیتی با کربن ۰.۳ تا ۰.۶ درصد، افزایش سختی متناسب با توان ۱/۲ یا ۲/۳ غلظت کربن محلول است.
۲. عناصر آلیاژی کاربیدساز
عناصری مانند تنگستن، مولیبدن، وانادیم و کروم با تشکیل کاربیدهای سخت و پایدار، سختی و مقاومت به سایش را افزایش میدهند. این عناصر سختیپذیری (Hardenability) را نیز افزایش میدهند و امکان سخت شدن مقاطع ضخیمتر را فراهم میکنند.
شواهد تجربی نشان میدهد که اثر این عناصر یکسان نیست. در فولادهای ابزار سردکار، افزودن ۱ درصد وانادیم منجر به افزایش قابل توجهی در سختی ثانویه در مقایسه با آلیاژ مرجع میشود. مولیبدن به دلیل تشکیل کاربیدهای پیچیده (مانند Mo₂C و Mo₆C) برای مکانیزم سختشدن ثانویه و بهبود سختی گرم و مقاومت به سایش بسیار مهم است. تنگستن به ویژه در افزایش سختی گرم، مقاومت به سایش و چقرمگی از طریق ریزدانهسازی مؤثر است. با این حال، در برخی سیستمهای آلیاژی خاص، تأثیر تنگستن بر سختی ثانویه ممکن است ناچیز باشد. در حالی که وانادیم همچنان نقش کلیدی ایفا میکند.
۳. ریزساختار و اندازه دانه
ریزساختار حاصل از عملیات حرارتی، مستقیماً سختی را کنترل میکند. مقایسه کمی سختی فازهای مختلف در فولادهای دوفازی (DP600) با استفاده از نانوسختیسنجی نشان میدهد:
- سختی فریت در ساختار فریت-پرلیت (FP) برابر ۳.۲۶ گیگاپاسکال، در فریت-بینیت (FB) برابر ۳.۳۳ گیگاپاسکال و در فریت-مارتنزیت (FM) برابر ۴.۰۰ گیگاپاسکال است.
- سختی فاز دوم (پرلیت، بینیت یا مارتنزیت) به ترتیب ۴.۶۰، ۴.۴۳ و ۴.۹۳ گیگاپاسکال گزارش شده است.
این دادهها نشان میدهد که مارتنزیت سختترین فاز است و حضور آن در ریزساختار، سختی کلی را به طور قابل توجهی افزایش میدهد. اندازه دانه آستنیت نیز نقش کلیدی دارد: دانههای ریزتر معمولاً سختی و چقرمگی بهتری پس از کوئنچ ایجاد میکنند. در حالی که دانههای درشتتر (ناشی از دمای آستنیته بالا) ممکن است سختیپذیری را افزایش دهند اما چقرمگی را کاهش دهند.
۴. عملیات حرارتی و تمپر
دمای آستنیته و کوئنچ و همچنین دمای تمپر، پارامترهای کلیدی کنترل سختی هستند. به طور کلی، با افزایش دمای تمپر، سختی کاهش مییابد زیرا تنشهای داخلی کاهش مییابد و نابجاییها بازیابی میشوند. studies نشان میدهد. که در فولادهای سختشونده ثانویه، تمپر در دمای ۲۰۰ تا ۴۰۰ درجه سانتیگراد منجر به کاهش سختی میشود.
با این حال، در برخی فولادهای آلیاژی، تمپر در دمای خاص میتواند منجر به سختشدن ثانویه (Secondary Hardening) شود. این پدیده زمانی رخ میدهد که کاربیدهای آلیاژی بسیار ریز (مانند M₂C) در دمای حدود ۵۰۰ تا ۵۵۰ درجه سانتیگراد رسوب میکنند. و مانع حرکت نابجاییها میشوند. studies نشان میدهد که در یک فولاد سختشونده ثانویه، تمپر در دمای ۵۵۰ درجه سانتیگراد منجر به حداکثر سختی میشود. اما در دماهای بالاتر از ۵۵۰ درجه، کاربیدها درشت میشود و سختی کاهش مییابد. در برخی فولادهای مارتنزیتی، پیک سخت شدگی ثانویه در دمای حدود ۴۴۰ درجه سانتیگراد با میکروسختی حدود ۴۸۳ HV۰.۱ گزارش شده است.
سختی به عنوان معیار ایمنی در سرویس ترش (Sour Service)
در صنایع نفت و گاز، زمانی که فولاد در معرض سولفید هیدروژن (H₂S) قرار میگیرد. (که به عنوان “سرویس ترش” شناخته میشود)، سختی بیش از حد میتواند منجر به ترکخوردگی تنشی سولفیدی (SSC) شود. به همین دلیل، استاندارد NACE MR0175/ISO 15156 حداکثر سختی مجاز را برای فولادهای کربنی و کمآلیاژ. در سرویس ترش ۲۲ HRC (معادل حدود ۲۴۸ HV۱۰ یا ۲۳۷ HBW) تعیین کرده است.
این محدودیت برای فلز پایه، فلز جوش و منطقه متأثر از حرارت (HAZ) به طور یکسان اعمال میشود و باید با آزمون سختی تأیید گردد. برای فلز جوش و HAZ، در برخی شرایط محدودیت ۲۳ HRC نیز گزارش شده است. علاوه بر محدودیت سختی، استاندارد NACE MR0175/ISO 15156 الزامات دیگری مانند عملیات حرارتی پس از جوش (PWHT). و محدودیت ترکیب شیمیایی را نیز برای فولادهای کربنی و کمآلیاژ در سرویس ترش تعیین میکند. این محدودیت ۲۲ HRC به عنوان «تنها مهمترین الزام» برای فولادهای کربنی و کمآلیاژ در سرویس ترش توصیف شده است.
فولادهای زنگنزن آستنیتی و دوبلکس نیز محدودیتهای خاص خود را دارند: برای فولادهای دوبلکس، محلولسازی (Solution Anneal). و در برخی موارد PREN > ۴۰ برای سرویس ترش شدید الزامی است. برای فولادهای زنگنزن آستنیتی، محدودیت سختی HRC معمولاً اعمال نمیشود، اما محدودیتهای دما و کلرید بر اساس خانواده آلیاژ تعیین میگردد.
نتیجهگیری
سختی فولاد یک معیار چندوجهی و پرکاربرد است. که از مقاومت به فرورفتگی تا تخمین استحکام کششی و ارزیابی ایمنی در سرویس ترش را پوشش میدهد. سه روش اصلی برینل (ASTM E10) ، راکول (ASTM E18) و ویکرز (ASTM E92). هر یک برای هدف و مقیاس خاصی بهینه شدهاند: برینل برای میانگینگیری از مواد ناهمگن و دانهدرشت. راکول برای سرعت در کنترل کیفیت انبوه و ویکرز برای دقت در مقیاس میکرو و بررسی مناطق موضعی مانند HAZ.
سختی عمدتاً توسط کربن تعیین میشود، اما رابطه آن خطی نیست. و در محدوده ۰.۶ تا ۱ درصد به دلیل افزایش آستنیت باقیمانده به پیک میرسد. عناصر کاربیدساز مانند وانادیم و مولیبدن از طریق مکانیزم سختشدن ثانویه، سختی را در دماهای بالا افزایش میدهند. ریزساختار (با مارتنزیت به عنوان سختترین فاز) و عملیات حرارتی (به ویژه دمای تمپر) کنترل نهایی را در دست دارند. رابطه تجربی UTS ≈ ۳.۴۵ × HB ابزاری سریع و کارآمد برای مهندسان فراهم میکند. مشروط بر آنکه محدودیتهای آن برای فولادهای زنگنزن و فلزات کار سرد شده در نظر گرفته شود. در نهایت، در کاربردهای حساس مانند سرویس ترش، سختی از یک معیار کیفی به یک الزام ایمنی سختگیرانه ۲۲ HRC تبدیل میشود. که رعایت آن برای جلوگیری از شکست فاجعهبار ضروری است.
منابع
- ASTM International. “ASTM E10: Standard Test Method for Brinell Hardness of Metallic Materials.” ASTM Volume 03.01. Available at: astm.org
- ASTM International. “ASTM E18: Standard Test Methods for Rockwell Hardness of Metallic Materials.” ASTM Volume 03.01. Available at: astm.org
- ASTM International. “ASTM E92-23: Standard Test Methods for Vickers Hardness and Knoop Hardness of Metallic Materials.” Available at: astm.org
- ScienceDirect Topics. “Brinell Hardness Testing.” Available at: sciencedirect.com
- CTIA Wiki. “Rockwell hardness (HRC/HRB) is a common method for measuring the hardness of materials.” Available at: wiki.ctia.com.cn
- DALON Tools. “Conversione Unità di Durezza.” Available at: topchoicehz.com
- Projectmaterials. “NACE MR0175 vs ISO 15156: Sour Service.” Available at: blog.projectmaterials.com
- Galindo-Nava, E.I. & Rivera-Díaz-del-Castillo, P.E.J. (2016). “Understanding the factors controlling the hardness in martensitic steels.” Scripta Materialia, 110, pp. 96–100.
- Wiley Online Library. “The secondary hardenability of HBTS is strongly influenced by the carbide-forming refractory elements Mo, W, and V.” Available at: onlinelibrary.wiley.com
- ScienceDirect. “Assessment of structure-property relationships at the micrometer length scale in dual phase steels by electron microscopy and nanoindentation.” Available at: sciencedirect.com
- ScienceDirect. “Research on microstructure evolution and carbide transformation behavior during the quenching and tempering processes of secondary hardening steel.” Available at: sciencedirect.com
- J-STAGE. “Quantitative Analysis of Hardening Due to Carbon in Solid Solution in Martensitic Steels.” Available at: jstage.jst.go.jp
