عناصر آلیاژی و اثر و نقش آنها در فولادهای زنگ نزن-استعلام قیمت ورق استیل

عناصر آلیاژی

نقش عناصر آلیاژی در فولادهای زنگ‌نزن: از مکانیزم‌های ریزساختاری تا پیش‌بینی سازمان

فروش فولاد نورد سرد-فروش فولاد نورد گرم-فروش فولاد نسوز-فروش فولاد ضد خوردگی-فروش فولاد کربنی -فروش فولاد زنگ نزن-فروش انواع استیل-(فروشگاه فولاد رسول دلاکان) ((ارتباط با واحد فروش 09122136675-02128423820))

عناصر آلیاژی و اثر و نقش آنها در فولادهای زنگ نزن-استعلام قیمت ورق استیل

چکیده

فولادهای زنگ‌نزن خانواده‌ای از آلیاژهای آهن-کروم هستند که حداقل ۱۰.۵ درصد کروم دارند. و به دلیل تشکیل لایه غیرفعال و خودترمیم‌شونده اکسید کروم بر سطح، مقاومت به خوردگی چشمگیری از خود نشان می‌دهند. با این حال، خواص نهایی این فولادها تنها به حضور کروم محدود نمی‌شود. بلکه ترکیب دقیق عناصر آلیاژی، در کنار فرآیندهای تولید و عملیات حرارتی، تعیین‌کننده گرید نهایی و کاربرد آن است.

هر عنصر آلیاژی نقش منحصربه‌فردی در پایداری فازها، استحکام، چقرمگی، مقاومت به خوردگی، مقاومت به اکسیداسیون و رفتار در دماهای بالا ایفا می‌کند. در این میان، عناصر پایدارکننده فریت مانند کروم، مولیبدن، سیلیسیم، نیوبیوم، تیتانیوم و آلومینیوم در برابر عناصر پایدارکننده آستنیت. مانند نیکل، کربن، نیتروژن، منگنز و مس قرار می‌گیرند و تعادل میان آن‌ها نوع ریزساختار را مشخص می‌سازد.

برای پیش‌بینی کمی این تعادل، ابزارهایی مانند نمودار شفلر، دیلانگ و WRC-92 توسعه یافته‌اند. که با محاسبه معادل کروم و معادل نیکل، موقعیت آلیاژ را در محدوده‌های فازی مختلف نشان می‌دهند. این مقاله با استناد به منابع معتبر بین‌المللی، به بررسی جامع نقش عناصر آلیاژی مختلف در فولادهای زنگ‌نزن. اثرات مرکب آن‌ها بر ریزساختار و خواص، و روش‌های نوین پیش‌بینی سازمان می‌پردازد.

کلیدواژه‌ها: فولاد زنگ‌نزن، عناصر آلیاژی، کروم، نیکل، مولیبدن، نیتروژن، نمودار شفلر، WRC-92، معادل کروم، معادل نیکل

۱. مقدمه

فولاد زنگ‌نزن به دسته‌ای از فولادهای آلیاژی گفته می‌شود که حداقل ۱۰.۵ درصد کروم در ترکیب خود دارند. این مقدار کروم، امکان تشکیل یک لایه اکسیدی نازک، چسبنده و غیرفعال بر سطح را فراهم می‌آورد. که از نفوذ عوامل خورنده به داخل فلز جلوگیری می‌کند. به همین دلیل، فولادهای زنگ‌نزن در محیط‌های مرطوب، اسیدی، قلیایی و حاوی یون‌های کلرید، عملکرد بسیار بهتری نسبت به فولادهای کربنی معمولی دارند.

با این وجود، مقاومت به خوردگی تنها یکی از وجوه تمایز این خانواده است. خواص مکانیکی، شکل‌پذیری، جوش‌پذیری، مقاومت به خزش، مقاومت به خستگی حرارتی و پایداری ریزساختار در دماهای بالا. نیز به شدت به نوع و مقدار عناصر آلیاژی وابسته‌اند. بنابراین، طراحی یک گرید فولاد زنگ‌نزن، فرآیندی چندمتغیره است که در آن باید میان خواص متضاد تعادل برقرار شود.

برای مثال، افزایش کربن استحکام را بالا می‌برد اما مقاومت به خوردگی بین‌دانه‌ای را کاهش می‌دهد. افزودن مولیبدن مقاومت به خوردگی حفره‌ای را بهبود می‌بخشد اما خطر تشکیل فازهای ترد بین‌فلزی را افزایش می‌دهد.

در این مقاله، نخست اصول بنیادین پایداری فازها در فولادهای زنگ‌نزن تشریح می‌شود. سپس، نقش هر یک از عناصر آلیاژی اصلی و فرعی به‌صورت جداگانه بررسی می‌گردد. در ادامه، اثرات مرکب این عناصر بر ریزساختار و خواص نهایی تحلیل شده و ابزارهای پیش‌بینی سازمان مانند نمودارهای شفلر، دیلانگ و WRC-92 معرفی می‌شوند. در نهایت، جمع‌بندی و چشم‌انداز آینده ارائه می‌گردد.

۲. اصول بنیادین: پایدارکننده‌های فریت و آستنیت

در فولادهای زنگ‌نزن، عناصر آلیاژی را می‌توان بر اساس تأثیرشان بر ساختار بلوری به دو دسته اصلی تقسیم کرد:

نخست، پایدارکننده‌های فریت (Ferrite Stabilizers): این عناصر گستره فاز فریت با ساختار مکعب مرکزدار (BCC) را افزایش می‌دهند. مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از کروم، مولیبدن، سیلیسیم، نیوبیوم، تیتانیوم، آلومینیوم، وانادیم و تنگستن. حضور این عناصر باعث می‌شود که در دماهای بالا و متوسط، فریت پایدارتر شود. و در صورت افزایش بیش از حد، ممکن است ساختار کاملاً فریتی یا دوفازی ایجاد گردد.

دوم، پایدارکننده‌های آستنیت (Austenite Stabilizers): این عناصر گستره فاز آستنیت با ساختار مکعب با وجوه مرکزدار (FCC) را می‌دهند. مهم‌ترین آن‌ها نیکل، کربن، نیتروژن، منگنز و مس هستند. نیکل و نیتروژن قوی‌ترین پایدارکننده‌های آستنیت محسوب می‌شوند و حضور آن‌ها در مقادیر کافی، امکان حفظ ساختار آستنیتی را حتی در دمای اتاق فراهم می‌آورد.

تعادل میان این دو گروه، تعیین‌کننده نوع فولاد زنگ‌نزن است. اگر پایدارکننده‌های آستنیت غالب باشند، فولاد آستنیتی (مانند ۳۰۴ و ۳۱۶) حاصل می‌شود. اگر پایدارکننده‌های فریت غالب شوند، فولاد فریتی (مانند ۴۳۰) به دست می‌آید. در صورتی که تعادل میان این دو برقرار باشد، فولاد دوفازی (داپلکس) شکل می‌گیرد. همچنین، با حضور کربن کافی و پایدارکننده‌های آستنیت، امکان تشکیل مارتنزیت در اثر کوئنچ فراهم می‌شود. که مبنای فولادهای زنگ‌نزن مارتنزیتی (مانند ۴۱۰ و ۴۲۰) است.

۳. بررسی نقش عناصر آلیاژی

۳.۱. کروم (Cr): ستون اصلی مقاومت به خوردگی

کروم مهم‌ترین عنصر آلیاژی در فولادهای زنگ‌نزن است. این عنصر با تشکیل لایه اکسیدی غنی از Cr₂O₃ بر سطح، مقاومت به خوردگی را در محیط‌های اکسیدی و بسیاری از محیط‌های خورنده فراهم می‌کند. حداقل مقدار کروم برای ایجاد این لایه محافظ، ۱۰.۵ درصد وزنی است. با افزایش مقدار کروم، مقاومت به خوردگی معمولاً افزایش می‌یابد، اما این افزایش تا حدی ادامه دارد. که خطر تشکیل فازهای ترد مانند فاز سیگما (σ) و کاهش چقرمگی را به همراه نداشته باشد.

علاوه بر مقاومت به خوردگی، کروم مقاومت به اکسیداسیون در دماهای بالا را نیز افزایش می‌دهد و پایداری ریزساختار فریتی را تقویت می‌کند. به همین دلیل، کروم در فولادهای مقاوم به حرارت و فولادهای ابزار گرم‌کار نیز نقش کلیدی دارد. در فولادهای آستنیتی، کروم همراه با نیکل و نیتروژن، تعادل فازی را کنترل می‌کند. در فولادهای داپلکس، کروم همراه با مولیبدن و نیتروژن، مقاومت به خوردگی حفره‌ای و شکاف‌دار را به سطح بالایی می‌رساند.

۳.۲. نیکل (Ni): پایدارکننده آستنیت و بهبوددهنده چقرمگی

نیکل اصلی‌ترین عنصر پایدارکننده آستنیت در فولادهای زنگ‌نزن است. حضور نیکل باعث می‌شود که ساختار آستنیتی در دمای اتاق پایدار بماند و در نتیجه، فولاد غیرمغناطیسی، شکل‌پذیر و چقرمه شود. نیکل چقرمگی را حتی در دماهای پایین بهبود می‌بخشد و دمای انتقال ترد-نرم را کاهش می‌دهد. به همین دلیل، فولادهای آستنیتی حاوی نیکل برای کاربردهای برودتی و محیط‌های سرد مناسب هستند.

نیکل همچنین نرخ خوردگی در حالت فعال را کاهش می‌دهد و در محیط‌های اسیدی سودمند است. در فولادهای رسوب‌سخت مانند ۱۷-۴PH، نیکل برای تشکیل ترکیبات بین‌فلزی که استحکام را افزایش می‌دهند، ضروری است. در فولادهای مارتنزیتی کم‌کربن، افزودن نیکل جوش‌پذیری را بهبود می‌بخشد. با این حال، نیکل یک عنصر گران‌قیمت است و افزایش آن هزینه تمام‌شده را بالا می‌برد. به همین دلیل، در سال‌های اخیر تلاش شده است که با استفاده از نیتروژن و منگنز، بخشی از نیکل مورد نیاز کاهش یابد.

۳.۳. مولیبدن (Mo): تقویت‌کننده مقاومت به خوردگی موضعی

مولیبدن به‌طور قابل‌توجهی مقاومت به خوردگی حفره‌ای و شکاف‌دار را افزایش می‌دهد. این عنصر در لایه غیرفعال سطح تجمع می‌یابد و از حمله یون‌های کلرید جلوگیری می‌کند. به همین دلیل، فولاد ۳۱۶ که حاوی ۲ تا ۳ درصد مولیبدن است، در محیط‌های حاوی کلرید بسیار بهتر از ۳۰۴ عمل می‌کند. مولیبدن همچنین مقاومت به خوردگی یکنواخت را در برخی اسیدها بهبود می‌بخشد و استحکام مکانیکی را افزایش می‌دهد.

با این حال، مولیبدن یک پایدارکننده قوی فریت است و ریزساختار فریتی را تثبیت می‌کند. در فولادهای آستنیتی، داپلکس و فریتی، افزایش مولیبدن خطر تشکیل فازهای ثانویه مانند فاز سیگما، فاز χ و کاربیدهای پیچیده را بالا می‌برد. این فازها در دماهای ۶۰۰ تا ۹۰۰ درجه سلسیوس تشکیل می‌شوند و باعث تردی و کاهش مقاومت به خوردگی می‌گردند. بنابراین، کنترل مقدار مولیبدن و عملیات حرارتی مناسب ضروری است. در فولادهای مارتنزیتی، مولیبدن با تشکیل کاربیدهای پایدار، مقاومت به بازپخت را در دماهای نسبتاً بالا افزایش می‌دهد. و استحکام دمای بالا و مقاومت به خزش را بهبود می‌بخشد.

۳.۴. نیتروژن (N): عنصر راهبردی در فولادهای مدرن

نیتروژن یک پایدارکننده بسیار قوی آستنیت است و اثر آن حدود ۲۰ تا ۳۰ برابر کربن در برخی معادلات گزارش شده است. این عنصر استحکام مکانیکی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد، بدون آنکه شکل‌پذیری را به شدت کاهش دهد. نیتروژن مقاومت به خوردگی حفره‌ای را نیز بهبود می‌بخشد و در ترکیب با مولیبدن، اثر هم‌افزایی چشمگیری دارد. به همین دلیل، در فولادهای داپلکس و سوپر داپلکس، نیتروژن نقشی کلیدی در دستیابی به تعادل فازی و مقاومت به خوردگی ایفا می‌کند.

در فولادهای آستنیتی، نیتروژن از تشکیل فریت دلتا در حین انجماد و سرد شدن جلوگیری می‌کند و پایداری آستنیت را افزایش می‌دهد. همچنین، در فولادهای زنگ‌نزن فریتی، نیتروژن به شدت مضر است و مقاومت به خوردگی و چقرمگی را کاهش می‌دهد. در فولادهای مارتنزیتی، نیتروژن سختی و استحکام را افزایش می‌دهد، اما چقرمگی را پایین می‌آورد. بنابراین، مقدار نیتروژن باید بر اساس نوع فولاد و کاربرد آن تعیین شود.

۳.۵. کربن (C): شمشیر دولبه

کربن یک پایدارکننده قوی آستنیت و افزایش‌دهنده استحکام است. در فولادهای مارتنزیتی، کربن عنصر اصلی تعیین‌کننده سختی پس از کوئنچ محسوب می‌شود. هرچه مقدار کربن بیشتر باشد، سختی و استحکام بالاتر می‌رود، اما چقرمگی کاهش می‌یابد. در فولادهای زنگ‌نزن فریتی، کربن به شدت هم چقرمگی و هم مقاومت به خوردگی را کاهش می‌دهد. و باید در حد بسیار پایین نگه داشته شود.

مشکل اصلی کربن در فولادهای آستنیتی، تشکیل کاربیدهای کروم در مرز دانه‌ها در محدوده دمایی ۴۵۰ تا ۸۵۰ درجه سلسیوس است. این پدیده که «حساس‌شدگی» نامیده می‌شود، باعث تخلیه کروم از نواحی مجاور مرز دانه و در نتیجه کاهش مقاومت به خوردگی بین‌دانه‌ای می‌گردد. برای مقابله با این مشکل، دو راهکار اصلی وجود دارد: کاهش کربن به کمتر از ۰.۰۳ درصد (گریدهای L مانند ۳۰۴L و ۳۱۶L). و افزودن عناصر پایدارکننده مانند تیتانیوم و نیوبیوم. در گریدهای جدید، کاهش کربن به همراه افزایش نیتروژن، راهبردی رایج برای حفظ استحکام و بهبود مقاومت به خوردگی است.

۳.۶. مس (Cu): بهبوددهنده مقاومت به اسید و ماشین‌کاری

مس یک پایدارکننده ضعیف آستنیت است و در مقادیر کم به فولادهای زنگ‌نزن اضافه می‌شود. و مس مقاومت به خوردگی در اسیدهای معدنی خاص، به‌ویژه اسید سولفوریک را افزایش می‌دهد.

همچنین، مس با کاهش اثر کار سختی، قابلیت ماشین‌کاری را بهبود می‌بخشد. در فولادهای رسوب‌سخت مانند ۱۷-۴PH، مس با تشکیل رسوبات ریز غنی از مس، امکان پیرسختی و افزایش استحکام را فراهم می‌آورد. مس حساسیت به خوردگی تنشی را نیز در برخی محیط‌ها کاهش می‌دهد. با این حال، مس می‌تواند در دماهای بالا باعث تشکیل فازهای مضر شود و در فولادهای جوشکاری‌شده باید با احتیاط استفاده گردد.

۳.۷. سیلیسیم (Si): افزایش‌دهنده مقاومت به اکسیداسیون

سیلیسیم به‌عنوان یک عنصر اکسیدزدایی در اکثر فولادهای زنگ‌نزن حضور دارد. در مقادیر بالاتر، سیلیسیم مقاومت به اکسیداسیون در دماهای بالا را افزایش می‌دهد و پوسته‌ای مقاوم و پایدار در سیکل‌های حرارتی ایجاد می‌کند.

این عنصر همچنین مقاومت به کربوره‌شدن را بهبود می‌بخشد. سیلیسیم یک پایدارکننده قوی فریت است و در فولادهای فریتی و داپلکس، پایداری فریت را افزایش می‌دهد. در فولادهای آستنیتی حاوی مولیبدن، افزودن مقادیر کم سیلیسیم و مس می‌تواند مقاومت به اسید سولفوریک را بهبود بخشد. با این حال، سیلیسیم بیش از حد باعث کاهش چقرمگی و جوش‌پذیری می‌شود.

۳.۸. تیتانیوم (Ti) و نیوبیوم (Nb): پایدارکننده‌های کاربیدی

تیتانیوم و نیوبیوم هر دو پایدارکننده‌های قوی فریت و کاربیدساز هستند. این عناصر با کربن ترکیب شده و کاربیدهای پایدار تشکیل می‌دهند. و از این طریق، از تشکیل کاربید کروم در مرز دانه‌ها و بروز حساس‌شدگی جلوگیری می‌کنند. در فولادهای آستنیتی پایدارشده مانند ۳۲۱ (حاوی تیتانیوم) و ۳۴۷ (حاوی نیوبیوم)، این مکانیزم نقش کلیدی در بهبود مقاومت به خوردگی بین‌دانه‌ای دارد.

تیتانیوم و نیوبیوم همچنین خواص مکانیکی را در دماهای بالا افزایش می‌دهند. در فولادهای فریتی، این عناصر برای بهبود چقرمگی، شکل‌پذیری و مقاومت به حساس‌شدگی افزوده می‌شوند.

در فولادهای مارتنزیتی، نیوبیوم سختی را کاهش و مقاومت به بازپخت را افزایش می‌دهد. این عناصر به‌عنوان ریزکننده دانه نیز عمل می‌کنند و می‌توانند مورفولوژی رسوبات را اصلاح نمایند. برای پایدارسازی کامل، نسبت استوکیومتری باید رعایت شود؛ برای مثال، در مورد تیتانیوم رابطه Ti ≥ ۴(C) + ۳.۴(N) توصیه می‌شود. استفاده هم‌زمان نیوبیوم در فلز جوش، به دلیل ریزدانه شدن و اصلاح مورفولوژی رسوبات، خواص مکانیکی بهتری ایجاد می‌کند.

۳.۹. سایر عناصر

آلومینیوم (Al): یک پایدارکننده قوی فریت است که در صورت افزودن به مقدار کافی، مقاومت به اکسیداسیون را بهبود می‌دهد. در فولادهای رسوب‌سخت، آلومینیوم در تشکیل ترکیبات بین‌فلزی مانند Ni₃Al نقش دارد. آلومینیوم سختی‌پذیری فولادهای زنگ‌نزن را کاهش می‌دهد.

کبالت (Co): در فولادهای زنگ‌نزن مارتنزیتی، کبالت برای افزایش سختی و مقاومت به بازپخت در دماهای بالا استفاده می‌شود.

وانادیم (V): وانادیم در دماهای پایین کاربیدها و نیتریدهای پایدار تشکیل می‌دهد، فریت را توسعه می‌دهد و چقرمگی را افزایش می‌دهد. در فولادهای مارتنزیتی، سختی را با تأثیر بر نوع کاربیدها افزایش می‌دهد و مقاومت به بازپخت را بالا می‌برد.

تنگستن (W): تنگستن در برخی گریدهای خاص مانند سوپر داپلکس ۴۵۰۱ برای اصلاح مقاومت به خوردگی حفره‌ای اضافه می‌شود. در غیر این صورت، به‌عنوان ناخالصی در نظر گرفته می‌شود.

گوگرد (S): گوگرد به برخی فولادهای زنگ‌نزن مانند ۴۱۶ برای ایجاد خوش‌تراشی اضافه می‌شود، اما مقاومت به خوردگی، شکل‌پذیری و جوش‌پذیری را کاهش می‌دهد.

سریم (Ce): سریم یکی از فلزات نادر خاکی است که در مقادیر کم به گریدهای مقاوم به حرارت اضافه می‌شود. تا مقاومت به اکسیداسیون در دماهای بالا و چسبندگی پوسته اکسیدی را بهبود بخشد.

۴. اثر مرکب عناصر و پیش‌بینی ریزساختار

۴.۱. معادل‌های کروم و نیکل

برای ارزیابی کمی اثر مرکب عناصر آلیاژی، از مفهوم «معادل» استفاده می‌شود. در این چارچوب، هر عنصر پایدارکننده فریت با ضریبی به معادل کروم و هر عنصر پایدارکننده آستنیت با ضریبی به معادل نیکل اضافه می‌شود. نمودارهای سازمانی مختلفی بر این اساس توسعه یافته‌اند.

۴.۲. نمودار شفلر

نمودار شفلر یکی از قدیمی‌ترین و پرکاربردترین ابزارهای پیش‌بینی ریزساختار فولادهای زنگ‌نزن است. این نمودار بر پایه داده‌های تجربی جوشکاری بنا شده و روابط زیر را به کار می‌برد:

معادل کروم = %Cr + %Mo + ۱.۵ × %Si + ۰.۵ × %Nb

معادل نیکل = %Ni + ۳۰ × %C + ۰.۵ × %Mn

در این نمودار، محور افقی معادل کروم و محور عمودی معادل نیکل است و نواحی مختلف آن. محدوده‌های فازی آستنیت، فریت، مارتنزیت و مخلوط‌های آن‌ها را نشان می‌دهد. نمودار شفلر به‌ویژه برای پیش‌بینی ریزساختار فلز جوش و ارزیابی خطر ترک‌خوردگی کاربرد دارد. با این حال، این نمودار نیتروژن را در نظر نمی‌گیرد و دقت آن برای فولادهای حاوی نیتروژن محدود است.

۴.۳. نمودار دیلانگ

نمودار دیلانگ نسخه اصلاح‌شده شفلر است که نیتروژن را نیز وارد محاسبات می‌کند:

معادل نیکل = %Ni + ۳۰ × %C + ۳۰ × %N + ۰.۵ × %Mn

این اصلاح، دقت پیش‌بینی را به‌ویژه در فولادهای آستنیتی حاوی نیتروژن افزایش می‌دهد. در نمودار دیلانگ، مفهوم «عدد فریت» (Ferrite Number) نیز معرفی شده است که معیاری استاندارد برای بیان مقدار فریت در فلز جوش محسوب می‌شود.

۴.۴. نمودار WRC-92

نمودار WRC-92 توسط شورای تحقیقات جوشکاری آمریکا توسعه یافته و امروزه به‌عنوان دقیق‌ترین ابزار پیش‌بینی عدد فریت در فلز جوش شناخته می‌شود. روابط این نمودار عبارتند از:

معادل کروم = %Cr + %Mo + ۰.۷ × %Nb

معادل نیکل = %Ni + ۳۵ × %C + ۲۰ × %N + ۰.۲۵ × %Cu

نمودار WRC-92 به‌طور ویژه برای فولادهای داپلکس و سوپر داپلکس کالیبره شده است و اثر مس را نیز در نظر می‌گیرد. دقت این نمودار برای پیش‌بینی عدد فریت در محدوده وسیعی از فولادهای زنگ‌نزن مناسب گزارش شده است. هرچند برای نرخ‌های سردایش بسیار بالا یا بسیار پایین، ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشد.

۵. کاربرد در گریدهای مختلف فولاد زنگ‌نزن

فولادهای آستنیتی: در این گریدها، نیکل و نیتروژن به‌عنوان پایدارکننده‌های اصلی آستنیت عمل می‌کنند. کروم مقاومت به خوردگی را تأمین می‌کند و مولیبدن مقاومت به خوردگی حفره‌ای را بهبود می‌بخشد. کربن در گریدهای استاندارد حضور دارد، اما در گریدهای L کاهش می‌یابد. تیتانیوم و نیوبیوم در گریدهای پایدارشده برای جلوگیری از حساس‌شدگی به کار می‌روند.

فولادهای فریتی: کروم عنصر اصلی این گریدهاست و نیکل در آن‌ها بسیار کم یا صفر است. مولیبدن مقاومت به خوردگی را افزایش می‌دهد. کربن و نیتروژن باید در حد پایین نگه داشته شوند تا چقرمگی و مقاومت به خوردگی حفظ شود. تیتانیوم و نیوبیوم می‌توانند برای بهبود چقرمگی و مقاومت به حساس‌شدگی اضافه شوند.

فولادهای مارتنزیتی: کربن عنصر اصلی تعیین‌کننده سختی است. کروم مقاومت به خوردگی را فراهم می‌کند. نیکل جوش‌پذیری را بهبود می‌بخشد. مولیبدن و وانادیم مقاومت به بازپخت و استحکام دمای بالا را افزایش می‌دهند. کبالت نیز در برخی گریدها برای افزایش سختی و مقاومت به بازپخت به کار می‌رود.

فولادهای داپلکس: این گریدها تعادل دقیقی میان فریت و آستنیت دارند. کروم، مولیبدن و نیتروژن مقاومت به خوردگی حفره‌ای را تأمین می‌کنند. نیکل آستنیت را پایدار می‌سازد. نیتروژن از تشکیل فریت بیش از حد جلوگیری کرده و استحکام را افزایش می‌دهد. کنترل دقیق ترکیب و عملیات حرارتی برای جلوگیری از تشکیل فاز سیگما ضروری است.

۶. نتیجه‌گیری

فولادهای زنگ‌نزن، خانواده‌ای پیچیده و بسیار متنوع از مواد مهندسی هستند که خواص آن‌ها به ترکیب دقیق عناصر آلیاژی وابسته است.

نخست، کروم به‌عنوان عنصر بنیادین، مقاومت به خوردگی را از طریق تشکیل لایه غیرفعال تأمین می‌کند.

دوم، نیکل با پایدارسازی آستنیت، چقرمگی و شکل‌پذیری را بهبود می‌بخشد.

سوم، مولیبدن مقاومت به خوردگی حفره‌ای و شکاف‌دار را به‌ویژه در محیط‌های کلریدی افزایش می‌دهد.

چهارم، نیتروژن به‌عنوان یک عنصر راهبردی مدرن، استحکام و مقاومت به خوردگی را بدون کاهش چشمگیر شکل‌پذیری ارتقا می‌دهد. و در فولادهای داپلکس نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

پنجم، کربن اگرچه استحکام را افزایش می‌دهد، اما باید برای جلوگیری از حساس‌شدگی و خوردگی بین‌دانه‌ای در محدوده کنترل‌شده نگه داشته شود.

ششم، تیتانیوم و نیوبیوم با پایدارسازی کاربیدها، از حساس‌شدگی جلوگیری می‌کنند. هفتم، عناصر دیگر مانند مس، سیلیسیم، آلومینیوم، کبالت، وانادیم و تنگستن هر یک برای اهداف خاصی در گریدهای ویژه به کار می‌روند.

در نهایت، برای پیش‌بینی کمی ریزساختار و کنترل خواص، ابزارهایی مانند نمودار شفلر، دیلانگ و WRC-92 توسعه یافته‌اند. که با محاسبه معادل کروم و معادل نیکل، موقعیت آلیاژ را در محدوده‌های فازی مختلف مشخص می‌کنند.

نمودار WRC-92 به دلیل در نظر گرفتن نیتروژن و مس و کالیبراسیون برای فولادهای داپلکس، امروزه به‌عنوان دقیق‌ترین گزینه در صنعت جوشکاری شناخته می‌شود. با این حال، هیچ‌یک از این نمودارها جایگزین بررسی‌های تجربی و کنترل دقیق فرآیند تولید نیستند. در آینده، با توسعه فولادهای کم‌کربن، پرنیتروژن و داپلکس پیشرفته، نیاز به مدل‌های پیش‌بینی دقیق‌تر و جامع‌تر بیش از پیش احساس می‌شود. و ترکیب دانش متالورژی با ابزارهای محاسباتی نوین، مسیر طراحی نسل‌های بعدی فولادهای زنگ‌نزن را هموار خواهد کرد.

منابع و مآخذ

Schaeffler, A.L. Constitution Diagram for Stainless Steel Weld Metal. Metal Progress, 1949. [نمودار شفلر و روابط معادل کروم و نیکل]

DeLong, W.T. Ferrite in Austenitic Stainless Steel Weld Metal. Welding Journal, 1974. [نمودار دیلانگ و معرفی عدد فریت]

Kotecki, D.J., & Siewert, T.A. WRC-1992 Constitution Diagram for Stainless Steel Weld Metals. Welding Research Council Bulletin, 1992. [نمودار WRC-92 و روابط معادل‌های اصلاح‌شده]

Lippold, J.C., & Kotecki, D.J. Welding Metallurgy and Weldability of Stainless Steels. John Wiley & Sons, 2005. [مرجع جامع در زمینه متالورژی جوش فولادهای زنگ‌نزن]

ASM International. ASM Handbook, Volume 1: Properties and Selection: Irons, Steels, and High-Performance Alloys. [نقش عناصر آلیاژی در فولادهای زنگ‌نزن]

BSSA (British Stainless Steel Association). Schaeffler Diagram. Available at: bssa.org.uk. [توضیحات نمودار شفلر و کاربردهای آن]

International Molybdenum Association (IMOA). Stainless Steel and Molybdenum. [نقش مولیبدن در مقاومت به خوردگی حفره‌ای]

Outokumpu. Handbook of Stainless Steel. [خواص و کاربردهای گریدهای مختلف فولاد زنگ‌نزن]

Sedriks, A.J. Corrosion of Stainless Steels. John Wiley & Sons, 1996. [مبانی خوردگی و نقش عناصر آلیاژی]

Folkhard, E. Welding Metallurgy of Stainless Steels. Springer, 1988. [متالورژی جوش و پیش‌بینی ریزساختار]