حرکت در مسیر نو آوری: تجربه صنعت فولاد ایران

حرکت در مسیر نو آوری: تجربه صنعت فولاد ایران در یادگیری فناورانه با استفاده از چارچوب پنجره های فرصت

حرکت در مسیر نو آوری

یاد گیری فناورانه و حرکت به سمت نوآوری در صنایع مختلف. بر محوریت نقش شرکت ها و کسب دانش از منابع خارجی تأکید دارد. صنعت فولاد کشور نیز با توجه به فعالیت شرکت های بزرگ از یک سو و همکاری های بلند مدت تاریخی. با شرکت های خارجی از سوی دیگر، می تواند مورد مناسبی برای مطالعه در این حوزه باشد.

برخی از موقعیت های این صنعت نظیر پایداری در دوران تحریم، دومین منبع درآمد صادراتی کشور. در محصولات غیر نفتی و برخی از موفقیت های اخیر نوآورانه به ویژه در ثبت برند فناوری پرد،. نشان می دهد تلاش های یادگیری در این صنعت تا حدودی موفق بوده است.

این پژوهش که به بررسی فرآیندهای یادگیری و خروجی های صنایع فولاد کشور. در دوران بعد از انقلاب پرداخته است، با استفاده از رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی،. مسیر توسعه توانمندی فناورانه در این صنعت را تحلیل نموده است. برای این منظور تعداد 18 مصاحبه با سیاستگذاران، دانشگاهیان،. شرکت های فنی و مهندسی و متخصصین شرکت های بزرگ تولید کننده فولاد. انجام و با تحلیل محتوای آنها و استفاده از چارچوب. پنجره های فرصت مسیر حرکت. به سمت نوآوری در این صنعت تشریح شد.

نتایج نشان می دهد در پنجره های نهادی، نوع قراردادهای منعقد شده. و اجرای آنها و همچنین اجرای قانون حداکثر از مواردی بوده است که یادگیری فناوری را تسهیل نموده است. در بعد پنجره های فرصت فناوری نیز ظهور فناوری میدرکس و تسلط شرکت های فنی – مهندسی. بر آن مهمترین پنجره فرصت در نوآوری این صنعت بوده ولی از فرصت تقاضا در این صنعت. برای توسعه توانمندی فناورانه استفاده بهینه نشده است.

بیشتر مطالعات انجام شده در زمینه یادگیری در کشورهای توسعه یافته. بر چگونگی نوسازی توانمنندی های نوآورانه موجود کشورها متمرکز است. و این برای جدید الورودها، که در دوره آغاز فعالیت خود از توامندی های فناورانه ابتدایی بی بهره اند،. نمی تواند مثمر ثمر باشد، این کشورها برای برخورداری از توان رقابتی و هم پایی فناورانه باید. استراتژی های مدون یادگیری فناورانه را، که یک فرآیندی خودکار نخواهد بود. مد نظر قرار دهند (Figueiredo, 2017 ؛ Tang, 2018). بنابراین ارتقای توانمندی های فناورانه از طریق ساز و کارهای یادگیری،. به تلاشی هدفمند و بلند مدت نیاز دارد که ماهیت ضمنی فناوری ها. و اینکه فناوری ها به آسانی قابل انتقال و تقلید نیستند.

اهمیت این تلاشهای برنامه ریزی شده را دو چندان می کند Lee.2004. در پیشینه این موضوع، کشورهای کمتر توسعه یافته و در حال توسعه. به عنوان دریافت کنندگان فناوری های قدیمی و بالغ از کشورهای کمتر توسعه یافته. و در حال توسعه بعنوان دریافت کنندگان فناوری های قدیمی و بالغ از کشورهای صنعتی در نظر گرفته شده اند. برای به چالش کشیدن این پارادایم در اینگونه کشورها. در دهه 1960 و 1970 و به ویژه بعد از ظهور ژاپن به عنوان قدرت اصلی فناوری،. فعالیت فناورانه ژاپن بیش از پیش اهمیت یافت (Ray & Bhaduri, 2001). جابجایی رهبران صنعتی و هم پایی فناورانه شرکت های مختلف. به ویژه ژاپنی ها و سپس کره ای ها نیز بیشتر مبتنی بر همین فعالیت های فناورانه. و استفاده از پنجره های فرصت مختلف ایجاد شده در محیط کسب و کار بوده است (Lee & Malerba, 2017 ).

برای استفاده از این پنجره های فرصت، تعادل بین نورآوری های تدریجی. و ریشه ای برای رقابت پذیری حال و آینده شرکت ها ضروری است (Andriopoulos & Marianne, 2009). با توجه به اینکه هر دو نوع نورآوری های فناورانه فوق الذکر از مخزن منابع مشترکی استفاده می کنند. چالش پیش روی سازمانها علاوه بر اینجاد تعادل بین هر دو نوع نوآوری،. اهرمی کردن توانمندیهای شرکت به سمتی است. که آنها را قادر سازد در هر دو نوع فعالیت به طور همزمان. و موفقیت آمیز حضور داشته باشند (Kim & Huh, 2014 ).

و در دام موفقیت و یا دام شکست قرار نگیرند (March, 1991). یک فناوری بنیان برافکن جدید مبتنی بر نورآوری ریشه ای،. فرصتی است که جدید الورودها بتوانند موقعیت از دست رفته را جبران کرده. و از طریق جهش در مسیر به تأمین کنندگان فناوری برسند (Perez & Soete,1988).

صاحبان فناوری با قابلیت ها و سرمایه گذاری های مرتبط با تکنولوژی قدیمی،. به راحتی به دام موفقیت خواهند افتاد آنها معمولاً سرمایه گذاری بلند مدت و کلان برای تولید داشته. و در نتیجه تمایل یا انعطاف بالایی در درک فناوری های نوظهور که معمولاً عدم اطمینان بالایی داشته. و ممکن است توانایی های موجود را از بین ببرد، ندارند Christensen, 2000.

این موضوعات نشان از اهمیت بالای استفاده از پنجره های فرصت در ارتقای توانمندی فناورانه دارد. اما در پیشینه پژوهش واکاوی یادگیری فناورانه از طریق این پنجره ها تقریباً مغفول مانده است (صدری و همکاران 1397). از مطالب گفته شده میتوان اینگونه نتیجه گیری نمود که شرکت ها و کشورهای تازه وارد. برای یادگیری فناورانه به عنوان عامل اصلی توسعه، هم می بایست استراتژی مشخص داشته باشند. و همچنین به طور همزمان بر ایجاد نوآوری های تدریجی و توسعه فناوری های جدید و به روز متمرکز گردند،. تا بتوانند مسیر تقلید تا نوآوری را به طور اثر بخش طی نموده. و هم پایی فناورانه با پیشگامان داشته باشند.

صنعت فولاد کشور همواره توانسته است چه در زمان های تحریم و چه در غیر آن. ظرفیت تولید و صادرات مناسبی داشته باشد. که این نشان از ارتقای توانمندی فناورانه آن است. بررسی این صنعت نشان از آن دارد که شرکت های بزرگ فولاد سازی کشور توانسته اند،. هم پایی فناورانه داشته و علاوه بر تسلط کامل بر تعمیر،. نگهداری و بهبودهای جزئی در فرآیندهای تولید و طراحی – مهندسی، نو آوری های ویژه ای. به ویژه در فناوری های احیای مستقیم داشته باشند. تا جایی که توانسته اند فناوری جدیدی با نام Persian Reduction (PERED به ثبت جهانی رسانده و عملیاتی نمایند.

بنابراین واکاوی تجربه این صنعت در چگونگی حرکت از مسیر تقلید تا نوآوری می تواند. نکات آموزنده ای برای سایر صنایع مشابه در کشور داشته باشد. از طرف دیگر با توجه به مطالعات نگارندگان، مباحث نوآوری و یادگیری فناورانه در کشور. بیشتر معطوف به طیف وسیعی از محصولات فناوری بالا شده و صنایع فلزی و تجربیات آنها علی رغم سهم بالا. در تولید ناخالص داخلی کشور، تا حدودی مغفول مانده است.

حرکت در مسیر نو آوری

بر اساس این پروژه سعی خواهد شد تا مسیر توسعه توانمندی فناورانه در صنعت فولاد کشور. که با مصادیقی نظیر از تقلید تا نوآوری ( Ding et al, 2011; Kale & Little, 2007; Xie & White, 2006)و هم پایی فناورانه (Lee & Malerba, 2017). و نظام توسعه فناوری بخشی Malerba, 2014- قرابت نزدیکی دارد، تبیین نماید. برای این منظور چارچوب پنجره های فرصت به عنوان یکی از چارچوب های جامع تحلیل توسعه صنعت، انتخاب شده است. این چارچوب در تبیین فرآیند هم پایی در صنایع مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. و از آنجا که این فرآیند در شرکت ها و کشورهای متأخر با استراتژی های یادگیری فناورانه قرابت معناداری دارد،. لذا در این پژوهش تبیین پنجره های فرصت یادگیری فناورانه مورد توجه محقق بوده است. در این راستا محقق در پی یافتن پاسخ به سه سؤال اساسی ذیل بوده است.:

1- آیا سیاست هایی که به صورت بالقوه و بالفعل. برای ارتقای توانمندی فناورانه صنعت فولاد بکار گرفته شده اند، مؤثر بوه اند؟

2- تقاضای داخلی و خارجی برای محصولات ساخت داخل فولاد توانسته است نقش اصلی خود را ایفا نماید؟

3- فرصت های توسعه فناوری در طول تاریخ توسعه صنعت فولاد در ایران. چگونه در ارتقای توان فنی و مهندسی شرکت های داخلی تأثیر گذاشته اند.

در ادامه پس از بررسی ادبیات پژوهش، روش مورد استفاده در این پژوهش تبیین شده. و در نهایت یافته های پژوهش و بحث و نتیجه گیری پایان بخش این مقاله خواهد بود.

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

توجه به تفاوت های ماهوی صنایع مختلف و سبک های نوآوری متفاوت مژثر برای آنها،. سبب شده است تا محققین مختلف به تقسیم بندی سازو کارهای یادگیری اثربخش بپردازند. جوزف شومپیتر در مطالعات خود بر روی توسعه اقتصادی،. به طور واضحی اهمیت تفاوت های بین بخشی در زمینه فرآیند نوآوری را تصدیق می کند. شومپیتر بین صنایعی که دیگران آن را سبک های نوع یک نوع دو نامیده اند تمایز قائل شد.

ویژگی اصلی سبک نوع یک، تخریب خلاق است ( Schumpeter, 1911) که در آن،. کارآفرینان و شرکت های جدید و تازه کار، نقشی کلیدی در فعالیت های نوآورانه دارند. سبک های نوع دو ( Schumpeter, 1942 )، با پیشرفت های فناورانه تجمعی شناخته می شوند. در این سبک ها شرکت های بزرگ مسلط در بازار دارای برتری هستند (انباشت خلاق). مکانیزم های یادگیری فناورانه در هر صنعت متفاوت است. بااین وجود برای یادگیری فناورانه در این سطح فرآیندهای مشابهی پیشنهاد شده است. که با یادگیری تقلیدی آغاز شده و به تحقیق و توسعه نوآورانه خواهد رسید (Figueiredo, 2017; Kale & Little, 2007).

حرکت در مسیر نو آوری

در جهت تبیین این تفاوت ها دانشمندان رویکردهای متفاوتی داشته اند. مهمترین این رویکردها مربوط به مطالعات پویت (1984) است. که تقسیم بندی او همچنان مورد توجه محققین مختلف قرار دارد و حتی می توان. این تقسیم بندی را با فازهای توسعه سرمایه داری منطبق نمود(Archibugi, 2017 ). آرچی بوگی 2017 علاوه بر تأکید بر اهمیت و کاربرد تکسونومی پویت. بعد از گذشت نزدیک به سه دهه از ارائه آن، تناظر دوره های توسعه نظام سرمایه داری را. با این طبقه بندی نشان داده است.

بر این اساس در صنعتی نظیر فولاد که در پارادایم فنی و اقتصادی. دوره دوم یعنی نیروی بخار و راه آهن شکل گرفت،. منبع اصلی انباشت توانمندی فناورانه، سرمایه انسانی و کاربران متخصص بوده و مهمترین مکانیزم اصلی یادگیری. و انتقال فناوری نیز مهندسی معکوس و یادگیری از طریق تعامل با کاربران پیشرفته بوده است. بر این اساس می توان اینگونه نتیجه گیری نمود که صنعت فولاد با تمامی پیچیدگی های خود،. صنعتی با ویژگی های انباشت خلاق بوده که مهمترین مکانیزم تغییرات فناورانه. در آن نیز یادگیری از طریق تعامل و کپی برداری بوده است.

حرکت در مسیر نو آوری

از طرف دیگر بر اساس مطالعات محققین، به نظر می رسد رژیم فناورانه،. پنجره های فرصت و نظام نوآوری بخشی،. مهمترین چارچوب هایی هستند که میتوان در تحلیل یادگیری فناورانه در سطح صنعت مختلفی ارائه شده اند. مفهوم رژیم فناورانه برای اولین بار توسط نلسون و وینتر 1982. و به عنوان یک چارچوب نظری جهت تفسیر انواع فرآیندهای نوآورانه ای مطرح گردید. که در میان بخش های مختلف فناوری مشاهده می گردند Breschi, et al, 2000; Malerba & Orsenigo, Park & Lee, 2006 1996.

با توجه به اینکه رژیم فناورانه معمولاً با شاخص های کمی نظیر توسعه پتنت،. تعداد مقالات و مواردی از این دست اندازه گیری می شود،. به دلیل عدم دسترسی به این اطلاعات در ایران، نمی توان در این پژوهش از آن استفاده نمود. از طرف دیگر با توجه به مفهوم پنجره های فرصت که بر اساس نظر لی و مالربا 2017. مؤلفه های نظام نوآوری بخشی (Malerba & Adams, 2014) را نیز در بر دارد. و همچنین اهمیت عنصر بازار و تقاضا برای توسعه صنعت فولاد کشور،. چارچوب پنجره های فرصت برای تحلیل توسعه توانمندی های فنی این حوزه انتخاب شده است.

مفهوم پنجره فرصت را رای اولین پرز و سوئیتی 1988، برای اشاره به نقش ناشی از پارادایم های فنی اقتصادی،. در پیش افتادن تازه واردان استفاده کردند. ادبیات هم پایی کشورهای جدیدالورد،. ظهور فرآیندهای هم پایی را با شدت و تعداد پنجره های فرصت مرتبط می دانند (Guennif and Ramani, 2012). این مفهوم بیان می کند که زمان تغییر پارادایم در خط سیر فناورانه فرصت مناسبی است. برای جدیدالورودها که خود را از سایر کشورهای همرده خود جداسازند.

البته این ظرفیت بالقوه زمانی بالفعل خواهد شد که سازوکارهای یادگیری، سطح توانمندی،. سازماندهی و استراتژی مناسبی برای این کار در کشورها و شرکت ها وجود داشته باشد (Lee & Malerba, 2017). لی و مالربا (2017 :2015) مفهوم پنجره های فرصت را. با مؤلفه های تشکیل دهنده نظام های نوآوری بخشی ترکیب/مفهوم آن را گسترش داده. و سه پنجره فرست را شناسایی و معرفی کرده اند. آنها معتقدند پنجره های فناورانه (تغییر در دانش و فناوری)،. پنجره های تقاضا (تغییر در تقاضا و چرخه کسب و کار). و پنجره های نهادی (تغییر در نهادها و سیاست های عمومی) به عنوان پنجره های فرصت برای توسعه توانمندی. و رقابت پذیری بخش خاص باید در نظر گرفته شوند (صفدری و همکاران 1397). بر اساس لی و مالربا (2017:2015) می توان ابعاد این سه پنجره. و توصیف هر یک را به طور خلاصه در جدول 1 نشان داد.

حرکت در مسیر نو آوری-جدول - پنجره های فرصت و معیارهای ارزیابی هر یک (بر گرفته از لی و مالربا 2017:2015
جدول 1- پنجره های فرصت و معیارهای ارزیابی هر یک (بر گرفته از لی و مالربا 2017:2015

روش شناسی

رویکرد کلی این پژوهش، کیفی است و با توجه به اینکه محقق رویدادهای به وقوع پیوسته. و یا در حال اتفاق افتادن را مورد توجه و بررسی قرار داده است. و به دنبال شناسایی مکانیزم های یادگیری فناورانه است،. و از طرف دیگر بر رویدادهای رفتاری کنترل نداشته،. مناسبترین استراتژی برای تحقیق حاضر مطالعه موردی و از حیث هدف توصیفی است. روش تجزیه و تحلیل به کار گرفته شده در این پژوهش تحلیل محتوا خواهد بود. که از طریق شیوه روایتگری سعی شده است تا محتوای مصاحبه ها مورد تحلیل قرار گیرد. در این روش- که برخی آن را از روش های تحلیل روایتی می دانند – هدف بررسی محتوای درون متن است.

در تحلیل روایتی محقق نوعاً با مجموعه ای از اصول آغاز کرده. و در صدد استخراج معنا از متن با قواعد و اصول ویژه است. چنین تحلیلی در یک رهیافت متنی،. کیفی باقی می ماند، در حالی که. در تحلیل محتوای کمی، عناصر متنی شمارش می شوند.

حرکت در مسیر نو آوری

برای جمع آوری داده های اولیه از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 خبره که در چهار حوزه سیاستگذاری _4 نفر_. شرکت های تولید کننده فولاد _7 نفر_. شرکت های فنی – مهندسی _5 نفر_ و پژوهشکده دانشگاهی _2 نفر_ استفاده شده است. این مصاحبه شونده ها، با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شده اند. و تعداد نمونه تا جایی که محقق با اشباع نظری دست یافت ادامه داشت.

بر این اساس از مصاحبه 14 به بعد تقریباً مفهوم جدیدی توسط محقق استخراج نشد. و در نمونه 18 دیگر مصاحبه ها به پایان رسید. در این راستا سه دسته سؤال اولیه بر مبنای پنجره های فرصت مختلف تدوین و مشخص شد. برای تحلیل این مصاحبه ها نیز از کد گذاری اولیه و ثانویه. با استفاده از نرم افزار اکسل استفاده شده است. در کد گذاری اولیه بیش از 103 کد شناسایی شده. که در مرحله بعد به 12 کد ثانویه. اثر گذار در ارتقای یادگیری فناورانه مستخرج از ادبیات تقسیم بندی شده است.

حرکت در مسیر نو آوری

کد گذاری اولیه که عموماً تحت عنوان کد گذاری باز اطلاق میشود،. به شکست داده های کیفی به بخش های مختلف و سپس بررسی و تحلیل آنها. جهت شناسایی شباهت ها و تفاوت ها برای کد گذاری ثانویه می پردازد. این نوع کد گذاری عموماً ساختار مشخصی ندارد و هدف آن شناسایی تمام اطلاعاتی است. که در کد گذاری های بعدی و متعاقب آن تحلیل می تواند مورد استفاده قرار گیرد (سالدانا، 1395).

لذا در کد گذاری اولیه شناسایی تمام مطالبی که میتواند محقق را حول شناسایی موضوعات مهم. یادگیری فناورانه در صنعت فولاد، مورد توجه قرار گرفت. بر این اساس، محقق پس از بررسی ادبیات توسعه فناوری و یادگیری فناورانه در سطح صنعت و بنگاه،. سعی داشته است تا کلیه مصادیق مربوط را مشخص نماید فرایس (2012)، توصیه می کند. که پژوهشگران کیفی هرگز نباید به شمار فراوان کدها فکر کنند. به نظر او بین 120 تا 300 کد اولیه کافی است. لیچتمن (2010) می گوید پژوهش های کیفی به چیزی حدود 80 تا 100 کد اولیه می رسند. که در قالب 15 تا 20 مقوله (کد گذاری ثانویه) سامان می یابند. و این مقولات هم سرانجام به 5 تا 7 تم می رسند.

در جهت تعیین کیفیت پژوهش های کیفی شاخص ها و معیارهای زیادی ذکر شده است. یکی از مهمترین این شاخص ها برای تعیین پایایی پژوهش،. بررسی اشباع نظری است. Creswell (2014) میزان تقریبی نمونه های مورد نیاز در تحلیل های کیفی را بر اساس استراتژی تحقیق متفاوت می داند. به طوری که او نمونه کافی را در تحقیقات روایتی 1 تا 2 مصاحبه شونده،. در تحقیقات پدیده شناسی 3 تا 10 مصاحبه شونده، در تحلیل داده بنیاد 20 تا 30 نمونه،. و در مطالعه موردی 4 تا 5 نمونه می داند.

(Dworkin (2015 نیز نمونه لازم برای تحقیق کیفی را بسته به استراتژی تحقیق 5 تا 50 مصاحبه می داند. ایده محوری اشباع نظری به تحلیل داده بنیاد تعلق دارد که دلالت از جمع آوری داده. تا جایی ادامه می یابد که محقق نتواند. موضوع یا دسته جدیدی بر اساس داده های جدید استخراج نماید.Charmaz, 2006 .

Ness (2015) پس از بررسی مروری خود در خصوص اشباع داده. و نظری در تحقیقات کیفی به هیچ قاعده کلی و مشخصی. برای حجم نمونه نمایانگر آستانه اشباع نیافتند. اما به صورت کلی O’Reilly & Parker (2012) معتقدند اشباع زمانی رخ می دهد که محقق اطمینان حاصل نماید. که امکان جمع آوری اطلاعات و ارائه تحلیل دقیق تر را ندارد و به بیان ساده تر. با داده های جمع آوری شده محققان دیگر هم قادر به تکرار آن تحقیق باشد.

یکی از روش های اطمینان از اشباع استفاده از. تکنیک مثلث سازی/کثرت گرایی در ابزار گردآوری داده ها و تحلیل است. به این ترتیب مثلث سازی خود یکی از روش های حصول اشباع در تحقیق های کیفی است.

با تفاسیر یاده شده، در مقاله حاضر از سه طریق می توان حصول اشباع نظری را مورد بحث قرار داد. از طریق اول، تعداد مصاحبه های صورت گرفته از 18 مصاحبه شونده، قاعده تقریبی تعداد نمونه های مورد نیاز. برای یک مطالعه موردی را رعایت نموده و کفایت نمونه گیری را برآورده می سازد.

از طریق دوم، مثلث سازی/ کثرت گرایی در ابزار گردآوری داده ها. و تحلیل در گردآوری و تحلیل داده ها تا حد زیادی نشان دهنده اشباع نظری است. در پژوهش حاضر در گردآوری داده ها هم از مصاحبه با متخصصین فعال در شرکت های تولید کننده فولاد،. شرکت های فنی و مهندسی، سیاستگذاران و مدیران و اساتید دانشگاهی. استفاده شده و هم از تحلیل اسناد و مستندات بهره برده شد.

نهایتاً احساس و آگاهی نگارنده از عدم امکان استخراج کد جدید متمرکز در استخراج موضوعات مربوطه. و کد محوری جدید در پاسخ به سوالات است. از مصاحبه 14 ام به بعد، عملاً داده جدیدی که بتواند. در قالب یک کد محوری جدید در راستای سؤالات و چارچوب مفهومی باشد یافت نشد.

یافته ها

1- تحلیل پنچره های فرصت سیاست ها و نهادهای توسعه صنعت فولاد در کشور

بر اساس تحلیل محتوای مصاحبه های انجام گرفته، در این بعد مصاحبه شوندگان. به چند مورد به عنوان تحولات اصلی نهادی تأثیر گذار در توسعه فناوری اشاره شده است. مهمترین نکاتی که در این بعد می توان به آنها اشاره نمود .عبارتند از: تکامل تدوین استراتژی صنعتی در حوزه توسعه صنعت فولاد تا تنظیم طرح جامع فولاد،. قانون حداکثر استفاده از توان داخل و تغییرات سازمانی شکل گرفته در توسعه صنعت فولاد،. البته تحریم های بین المللی نیز یکی از مهمترین تغییرات نهادی بود .که با توجه به تأثیر آن در توسعه فناوری. در بخش پنجره های فرصت توسعه فناوری به آن پرداخته شده است.

2-تکامل تدوین استراتژی صنعتی در حوزه توسعه صنعت فولاد تا تنظیم طرح جامع فولاد

برنامه ریزی و مقررات گذاری در حوزه فولاد به قبل از انقلاب باز می گردد. اولین استراتژی توسعه صنعت فولاد ایران در سال 1356 تنظیم شده است که البته عملیاتی نشد. در این استراتژی پیش بینی شد که شورای آهن و فولاد تشکیل و 5 سیاست عمده را دنبال کند.:

الف) ساست تولیدی: افزایش مداوم ظرفیت تولید و صادرات.

ب) سیاست تأمین کسری از طریق واردات: آزادی واردات. و تعدیل قیمت از طریق صندوق حمایت مصرف کننده و تولید کنند.

ج) سیاست ذخیره سازی: ذخیره احتیاطی برای حفظ سطح قیمت ها.

د) سیاست توزیع: استفاده از روش های سنتی و تقویت همزمان تعاونی های توزیع.

ه) سیاست بهره وری: تعیین مواردی (مدیریتی و تکنولوژی). که سبب افزایش قیمت تولید آهن نسبت به نرم جهانی شده است. علاوه بر این در سال 1357 نیز سیاست واردات فولاد مورد توجه بوده است. (مشروح مذاکرات شورای اقتصاد بین سالهای 1352 تا 1357). این روند پس از انقلاب نیز ادامه یافت. و در سال 1361 اهداف و سیاست های توسعه بخش معادن و فلزات. در شورای اقتصاد مطرح و مقرر شد.

حرکت در مسیر نو آوری

نهاد متولی موارد دیگری را در نظر گرفته. و طرح را تکمیل و اجرا نماید (صورتجلسات شورای اقتصاد پس از پیروی از انقلاب اسلامی). در سال 1365 نیز سیاستهای اجرایی در بخش فولاد نیز تدوین شد. که مسائلی نظیر فعال تر نمودن آموزشگاه های فنی،. حل مشکلات ریخته گری، جلوگیری از واردات محصولات دارای مشابه تولید داخل و سیاست های قیمتی. از جمله مواردی بود که در این بین لحاظ شد. اما بعد از این دوران، با بازتر شدن فضای اقتصادی،. شرکت های بزرگ دنیا به سرمایه گذرای در کشور ترغیب شدند. و اتمام طرح های نیمه تمام با استفاده از ظرفیت مشاوران خارجی مهمترین برنامه سیاستگذاران بود. و در این بخش عملاً به توسعه فناوری به جز در موارد معدود توجهی نمی شد. و بیشتر ظرفیت تولید مورد توجه بود (مصاحبه شوند 14).

حرکت در مسیر نو آوری

در دهه ی هفتاد تنها استراتژی ما به کار انداختن طرح ها و کارخانه های موجود. و یا توسعه کارخانه های جدید بود. در این دوران کمتر کسی به تکنولوژی توجه می کرد. من معتقد بودم و در سخنرانی ها هم بارها گفته بودم. مفهومی به نام انتقال تکنولوژی وجود ندارد بلکه باید تکنولوژی مهاجرت کند. یعنی تمام وابستگان تکنولوژی یعنی نقشه ها و اسناد فنی، آموزش بهره برداری، . نگهداری و تعمیرات باید آموخته شود. در این دوران به جز تصمیمات نقطه ای کار دیگری برای توسعه تکنولوژی در کشور نشد (بنیانگذار شرکت فولاد مبارکه).

حرکت در مسیر نو آوری

اولین تلاش ها برای تدوین استراتژی صنعت بعد از انقلاب از اوایل دهه 80 آغاز شد. لزوم تدوین استراتژی توسعه صنعتی به کرات مورد تأکید قرار گرفته است. (مرکز پژوهش های مجلس، 1388:1395) و تا کنون 5 نسخه از سال 1382 تا سال 1395. از استراتژی یاد شده تدوین و منتشر شده است، اما از نظر اجرایی تقریباً. هیچ تلاش سازمان یافته ای برای اجرای هیچکدام از آنها صورت نگرفته است.

اولین سند در سال 1382 تصویب شد که بیشتر یک سند توسعه اقتصادی در سطح کلان. بدون تعیین حوزه های اولویت دار و اولویت ها، . شباهت داشت (مرکز پژوهش های مجلس، 1383) اسناد چهارگانه اولویت ها را مشخص کرده بودند. اما بیش از حد وارد جزئیات شدند و عنصر ایده آل گرایی جای عنصر واقع گرایی را گرفت. و عموماً فاقد برنامه مشخص اجرایی بودند. (مرکز پژوهش های مجلس، 1395). علی رغم وجود ردپای استراتژی توسعه صنعتی در برنامه چهارم (ماده 21)،. پنجم (ماده 150) و ششم (بند الف ماده 46). در مجموع برنامه های توسعه پس از انقلاب بدون وجود استراتژی توسعه صنعتی مشخص. وظیفه توسعه صنعتی و تحول توان تولیدی را بر عهده داشتند.

حرکت در مسیر نو آوری

سه هدف عمده الف: راتقاء توان دفاعی – ب: رقابت ژئوپلتیک- ج: کسب مشروعیت را میتوان. در قالب توسعه صنعتی و فناورانه در برنامه های توسعه برشمرد. که نمی توان انسجام لازم برای برخورداری از یک استراتژی توسعه صنعتی. و خط مشی فناوری در آنها را مشاهده نمود (مرکز پژوهش های مجلس، 1395). به علاوه میتوان بر اساس شواهد موجود در برنامه های اول تا ششم،. ردپای گزینش های صورت گرفته را مشاهده کرد. که البته فاصله زیادی تا استراتژی توسعه صنعتی قلمداد شدن دارند.

به چز نسخه اول این استراتژیها در مابقی، فولاد همواره به عنوان یک اولویت مهم مطرح شده است،. با این حال بیشتر از توسعه فناوری و نو آوری در این حوزه، به افزایش ظرفیت تولید اشاره شده است. و تنها در نسخه سال 1394 به توسعه فناوری در حوزه فولاد اشاره شده است. که آن نیز به قدری کلی و مبهم است که نمی توان آن را اثر بخش نامید.

این در حالی است که کشورهایی نظیر هند و ترکیه استراتژی های صنعتی مشخصی برای توسعه این صنعت دارند. به نظر می رسد نکته اساسی که مغفول مانده است. تدوین استراتژی صنعت فولاد بر اساس این برنامه راهبردی است. که می بایست توسط نهادی مانند ایمیدور انجام شود ولی هنوز این اتفاق نیفتاده است،. طرح جامع فولاد و بازنگری آن تلاشی بود که در این زمینه اتفاق افتاد و لی متأسفانه به دلیل دید تولید محور. آن تقریباً هیچ یک از اقدامات برنامه راهبردی صنعت در آن در نظر گرفته نشده است .(بنیانگذار و مدیر عامل اسبق شرکت فولاد مبارکه).

اگرچه تا الان 5 نسخه از استراتژی توسعه صنعت کشور تنظیم شده است . ولی مشکل اصلی ما این است که این سند که به نوعی جمع بندی همه حرفهای خوب و درست مدیریتی. و توسعه ای به سطح عملیاتی و واقعیت ترجمه نشده است. البته با طرح جامع فولاد سعی شد که در حوزه فولاد این اتفاق بیفتد. ولی عملاً دیدیم که این طرح هم نتوانسته این جامعیت را داشته باشد (مدیر عامل سابق شرکت ذوب آهن).

در سال 1382 مطالعات برای انجام طرح جامع فولاد در ایران کلید خورد. این طرح به عنوان سیاست دولت برای برنامه توسعه اقتصادی،. با توجه به نیاز به افزایش تولید فولاد در کشور. برای بالا بردن ظرفیت اسمی تولید فولاد خام تا سقف 17.1 میلیون تن در سال به جریان افتاد. هر چند با تغییرات در ماهیت و چگونگی انجام این ارتقای ظرفیت. در سال 1387 احداث چندین کارخانه تولید فولاد در دستور کار قرار گرفت. طبق قانون برنامه و بودجه به سازمان ایمیدرو مجوز داده شد. تا اقدام به سرمایه گذاری جهت ایجاد ظرفیت تولید 6.4 میلیون تن فولاد خام کرده. و بعد از یک سال بهره برداری نیمی از درصد سهام این طرح را به بخش خصوصی واگذار کند.

مقرر شد این طرح که با نام های ((طرح های فولادی استانی)). و یا ((طرح های 800 هزار تنی)) نام گذاری شده بود در 8 استان کشور آغاز شود. این طرح ها بر خلاف مطالعات اولیه با رویکرد دستوری مورد توجه قرار گرفته و عملکرد پایین اقتصادی داشته اند. روابط همکارانه با کشور ژاپن و همچنین برخی مناسبات غیر رسمی منجر به آن شد. که بتوان حق امتیاز احداث و بهره برداری از فناوری میدرکس. به یکی از شرکت های فنی و مهندسی داخلی واگذار. و زمینه مناسبی برای اجرای آن در طرح های هشت گانه فراهم آید.

بدین ترتیب مقرر شد چهار طرح استانی با این فناوری شروع به کار کنند. تأمین مالی این طرح ها نیز از طریق فروش نفت ایران. به کشور چین و گشایش خط اعتباری از درآمدهای ارزی ایران نزد چین انجام شد. در اواخر دهه 80 احداث چهار پلنت دیگر از طرح های فولادی استانی. با به کار گیری از فناوری ((پرد)) در تولید فولاد آغاز شد. با دسترسی به دانش فنی میدرکس و سابقه احداث و بهره برداری از این فناوری در کشور. امکان انجام بهبود در این فرآیند مهیا گردید.

این تحقیقات که با حضور تنی چند از متخصصان هندی در ایران صورت پذیرفت. منجر به بهبود فرآیند میدرکس و خلق فناوری نوینی در احیاء گردید. که با عنوان پرد (احیای پارسی) شناخته می شود. تأمین مالی این پروژه ها نیز از طریق خط اعتباری نفت فروخته شده به چین انجام شد. البته با تحولات بین المللی و همچنین نوسانات نرخ ارز در کشور در سالهای 1390. و 1391 اجرای پروژه ها با تأخیر مواجه گردید. طرح های ذکر شده با نیاز اندکی به همکاری با شرکت های خارجی،. توسط شرکت های پیمانکاری، مهندسی و مشاور داخلی انجام و بسیاری از تجهیزات در داخل کشور ساخته میشود.

در کنار میزان افزایش فعالیت متخصصین بومی و ارتقا یافتن توانمندی های آنها،. با بررسی قراردادهای انتقال فناوری به وضوح میتوان دید. که مدل قراردادی از ابتدا تا امروز به مروز از کلید در دست به مهندسی. تجهیزات، ساخت تغییر پیدا کرده است و در هر موج میزان فعالیت مهندسین داخلی افزایش یافته است.

در سال 1393 طرح جامع فولاد توسط شرکت فولاد تکنیک بازبینی شد. که میتوان گفت اولین اقدام نظام مند در این خصوص است (مدیر عامل فولاد تکنیک). اگرچه این طرح نیز موافقان و مخالفان زیادی دارد.

= در صنایع منبع محور توجه به اندازه اقتصادی کارخانجات تولیدی دو چندان است. به ویژه آنکه بخش مهمی از هزینه سرمایه گذاری وابسته به زیرساخت های حمل و نقل است. و در کشورهای در حال توسعه این نوع از زیرساخت دارای ضعف های راهبردی هستند. اما انگیزه اصلی این طرح ها محرومیت زدایی و ایجاد مشاغل منطقه ای عنوان می شد. نکته اخیر به رغم توانمندی مهندسی در احداث این واحد ها. بهره برداری پایدار از آنها را دستخوش مسالی کرده است. ((طرح بافق به جهت چالش های زیر ساختی اجرا نشده است)).

” بالانس خوبی در زنجیره تولید سنگ آهن و فولاد وجود دارد. و با اجرایی شدن طرح جامع فولاد این بالانس کاملا اتفاق می افتد یعنی کنستانتره متناب با گندله است. گندله متناسب با آهن اسفنجی، آهن اسفنجی متناسب با ذوب است و ذوب نیز متناسب با نورد است. (مسئول بخش فولاد شرکت ملی فولاد).”

حرکت در مسیر نو آوری

بررسی این سند جامع نشان می دهد که متأسفانه به هیچ عنوان نمی توان. از آن به عنوان یک استراتژی توسعه جامع. برای صنعت فولاد کشور یاد کرد به ویژه در حوزه توسعه فناوری می توان گفت. تنها یک بخش با عنوان معرفی فناوری های مختلف در حوزه تولید فولاد ذکر شده. و هیچ برنامه مشخصی برای حل چالش های مهم این حوزه در آن ذکر نشده است. به نظر می رسد تنها هدف این سند رسیدن به ظرفیت تولید فولاد .به میزان 55 میلیون تن در افق 1404 است.

بدون اینکه الزامات مختلف جهانی نظیر ادامه ظرفیت مازاد در صنعت فولاد. در سرمایه گذاری های جدید در دنیا که امکان بروز بحران جهانی این صنعت را خواهد داشت. دامپینگ کشورهای تولید کنننده فولاد و کاهش قیمت جهانی محصولات. نقش دولت (که به نظر می رسد با توجه به اینکه کارفرما شرکت ملی فولاد ایران است. اما تدوین کنندگان رویکرد نئوکلاسیک داشته و نقش دولت را در توسعه فناوری این صنعت نادیده گرفته اند). قیمت و صادرات مواد اولیه و شرایط اقتصادی و تأثیر آن بر رشد فولاد را نادیده گرفته اند. (انجمن جهانی فولاد، 2017) و هیچ برنامه مشخصی برای آنها ارائه نداده اند.

” اگر ما به برنامه جامع خودمان در مقابل سایر کشورها نظیر هند و ترکیه نگاه کنیم. ضعف های ما بیش از پیش نمایان می شود. مثلاً در برنامه جدید سیاست فولاد هند و ترکیه نقش خریدهای دولتی در توسعه زیرساخت ها. نقش توسعه صنایع مصرف کننده و نقش نهادهای تحقیق و توسعه مشترک. به ویژه با خریداران داخلی و خارجی در نظر گرفته شده. ولی در برنامه جامع ما یا این موارد نادیده گرفته شده. و یا خیلی گذرا در حد ارائه آمار و ارقام مورد توجه است. که این نشان می دهد که مسئولین بخش فولاد ما فقط به دنبال افزایش ظرفیت تولید هستند. و هیچ برنامه ای برای توسعه فنی این بخش ندارند (مدیر تکنولوژی شرکت ذوب آهن).”

همانطور که مطرح شد، برنامه جامع فولاد تنها به توسعه ظرفیت تولید در تمام زنجیره ارزش فولاد توجه دارد. و نقطه ضعف عمده این برنامه همین است. که هیج توجهی به ظرفیت تولید موجود و تمرکز به رفع نقاط ضعف و قوت صنعت فولاد نداشته است . علاوه بر این ضعف، سه مورد دیگر نیز وجود دارد. که در این سند به آن توجه نشده است این موارد به شرح ذیل است.:

  1. تقریباً در تمام اجزای زنجیزه تولید فولاد تولید واقعی نسبت به ظرفیت تولید شکافی داشته. و شرکت ها نمی توانند از ظرفیت کامل خود برای تولید استفاده نمایند. این موضوع نیازمند توجه ویژه است و ابعاد مختلفی را در بر می گیرد. یکی از مهمترین آنها ظرفیت های فناورانه چه در بعد منافع انسانی. و چه در بعد سخت افزار و نرم افزار است.

شکل زیر ظرفیتها را در طول زنجیره تولید نشان داده است.

حرکت در مسیر نو آوری-اعداد به میلیون تن
مازاد ظرفیت موجود در محصولات فولادی (منبع محاسبات محقق بر گرفته از مطالعات طرح جامع فولاد، 1397).

” متأسفانه ما دل برنامه ریزی درستی نداریم. اسم برنامه توسعه ظرفیت را گذاشته ایم برنامه جامع در صورتیکه اصلاً نگان جامع به این برنامه نداریم. یکی از ابعاد این برنامه می بایست چگونگی تمرکز بر ظرفیت های مازاد موجود باشد. ولی نه تنها این در نظر گرفته نشده بلکه بدتر. از آن تنها به اضافه شدن ظرفیت تولید در کل زنجیره ارزش اشاره شده است. در صورتیکه با یک برنامه مدون تحقیق و توسعه می توانستیم. به جای سرمایه گذاری بزرگ در اضافه شدن ظرفیت جدید. ظرفیت های موجود را بکار بگیریم. (مدیر تحقیق و توسعه شرکت فولاد خوزستان).”

حرکت در مسیر نو آوری

2. با توجه به ادبیات مدیریت استراتژیک توجه همزمان به نقاط ضعف و قوت در چارچوب های تحلیلی به ویژه. در پارادایم موقعیت یابی و توجه به بهبود. نقاط قوت در پارادایم مبتنی بر منابع باید در برنامه ریزی مورد توجه قرار گیرد. این به آن معناست که برنامه جامع باید دو مورد را شناسایی. و برای رفع یا استفاده مناسب از آنها برنامه ویژه ارائه نماید.

یکی از مواردی که می تواند این موضوع را شناسایی کند میزان صادرات و واردات محصولات فولاد است. شکل زیر سعی دارد این موارد را نشان دهد. همانطور که مشخص است تولید محصولات تخت در صنایع فولاد کشور. که از نظر فناوری نیز سطوح پیچیده تری دارد. نقطه ضعف صنعت فولاد است و تولید فولاد خام نقطه قوت آن. اما در مورد محصولات تخت هیچ نکته اشاره نشده. و در مورد فولاد خام نیز تنها به افزایش ظرفیت بسنده شده است.

حرکت در مسیر نو آوری

“یک نکته در طرح جامع مورد غفلت است و آن اینکه ما هیچ توجهی به نیاز صنایع مختلف داخلی نداریم. شما کافی است یک نگاه به ترکیب واردات و صادرات محصولات فولادی ما بیندازید خواهید دید. که عدم توازن در این آمارها و برنامه جامع ما زیاد است . مثلاً با اینکه محصولات نورد سرد بیشترین واردات به کشور را دارند. ما در طرح جامع فولاد کشور این دسته از محصولات را به کلی نادیده گرفته ایم. اگر نهاد سیاستگذار ما رویکرد بازار دارد که اصلاً طرح جامع چیست .ولی اگر رویکرد آن مداخله در ایجاد توازن بین تولیدات است که. این بخش را هم باید در نظر می گرفت (عضو هیئت علمی پژوهشکده فولاد).”

حرکت در مسیر نو آوری-اعداد به هزار دلار
تجارت محصولات مختلف فولادی و نیاز به برنامه ریزی برای توازن در محصولات تولیدی (منبع : محاسبات محقق).

3. عدم توجه به تبادل فناوری در قراردادهای بین المللی نقطه ضعف اصلی دیگر طرح جامع فولاد است. 15 نفر از مصاحبه شوندگان معتقدند شرایط انتقال فناوری در قراردادهای منعقد شده. به ویژه در بخش های مورد نیاز یعنی حوزه فولاد سازی و ریخته گری مشخص نیست. آنها معتقدند که عدم شناخت طراحان قراردادها از توانمندی ها و نقاط ضعف فناورانه صنعت فولاد سبب شده است. تا طرح ها نتواننند انتقال فناوری در قراردادها را به طور مشخص معلوم کنند. علاوه بر این از ظرفیت تعاملات بین المللی نیز برای توسعه توان فناورانه کشور به درستی استفاده نشده است.

حرکت در مسیر نو آوری

“شرکت فولاد تکنیک که سه دوره طرح جامع فولاد را نوشته است. در همین حد بضاعت دارد و طرح های این شرکت با این بضاعت نمی تواند . به عنوان گاید لاین مورد استفاده ایمیدرو قرار گیرد. بلکه این امر باید به عهده شرکت هایی قرار گیرد. که هم تخصص و تبحر کافی در این زمینه داشته باشند. و هم احاطه به مسائل بین المللی داشته باشند.

به عنوان مثال شرکت پولاد دریافت که کارخانه های فولاد سازی آلمانی. به دلیل پایین آمدن کیفیت زغال سنگ آن کشور. و همچنین عدم دسترسی مطمئن به گاز، در حال تعطیلی می باشند. و میتوان آن کارخانه ها را به قیمت بسیار نازل خریداری نمود. و با استفاده از Match Making کارخانه را به صورت کامل به ایران منتقل نمود. این امر می توانست به افزایش سطح فن آوری کارخانه های فولاد در کشور منجر شود (مدیر عامل شرکت پولاد).”

قانون حداکثر استفاده از توان داخل (قانون 51 درصد). به عنوان یکی از مهمترین سیاست های توسعه افقی و تجربه اجرای آن در صنعت فولاد

ایفای نقش دولت به عنوان یک خریدار بزرگ کالا و خدمات. در اقتصادهای ملی در دهه های اخیر روند افزایشی داشته است. در تمام کشورهای دنیا دولت ها مهمترین خریداران کالا و خدمات محسوب می شوند. براساس آخرین گزارش های OECD ارزش تأمین تدارکات عمومی. از 7 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 1998 به بیش از 12 درصد در سال 2017 رسیده است. (OECD, 2017). چنین نقشی باعث شد تا خرید دولت علاوه بر تأمین. بعنوان یک ابزار مهم سیاستی در اختیار دولت برای ارتقای توان شرکت های داخلی مطرح شود ( Flynn, 2018 ). بروز اصلی اجرای این سیاست در کشورها -سیاست خرید از داخل- است.

این سیاست در آمریکا در قالب – قانون خرید آمریکایی- دنبال شده است. و مشابه آن برای ترجیح خرید داخل در کانادا، استرالیا، نیوزلند، ترکیه. هند و بسیاری از کشورهای دیگر نیز وجود دارد (Naegelen & Mougeot, 1998). این ابزار سیاستی هم اکنون نیز به عنوان یکی از مهمترین جنبه های سیاست صنعتی. و نوآوری در بسیاری از کشورها به کار گرفته می شود. تا جایی که به عنوان یکی از امیدبخش ترین و اثر بخش ترین ابزارهای سیاستی نو آوری. در این دوران از ان یاد شده است. ( Kattel & Lember, 2010 ). در ایران برای جهت دهی به تدارکات عمومی ابزارهای سیاستی مختلفی پیش بینی شده است.

که بدون شک مهمترین این ابزارها قانون حداکثر استفاده از توان داخل است. که در سال 1375 تصویب و در سال 1391 نیز بازنگری و اصلاح شده است (نریمانی و همکاران، 1398). با این وجود شرکت های فعال در حوزه صنعت فولاد کشور تا حدودی. از این پنجره فرصت در توسعه توان داخلی استفاده نموده اند. بر اساس نظرات مصاحبه شوندگان مباحث مهم. در اجرای این قانون در صنعت فولاد را می توان در سه بخش خلاصه نمود.:

1- ایجاد شرکت های توانمند در حوزه پیمانکاران عمومی

“البته با نظر دوستانی که گفته اند ما در بخش فولاد در اجرای قانون حداکثر موفق بوده ایم مخالف هستم. ولی به نسبت سیار بخش های کشور تا حدودی بهتر عمل کرده ایم. اگر دلیل این بهتر عمل کردن را بخواهیم این است. که ما در کشور یک توانمندی خوبی در بعد فنی و طراحی فولاد از حدود سال های 60 ایجاد کردیم. و همین سنگ بنای توسعه توان داخل شد و از فرصت قانون 51 درصد توانستیم استفاده کنیم. سال 1359 و وقوع جنگ تحمیلی سبب شد تا همکاری ما با متخصصین خارجی کم شود. و همین امر باعث شد تا تولید به شدت افت کند. و طرح های توسعه ای ما در ذوب آهن تقریباً متوقف شد.

البته این امر را می توان شروعی بر اهمیت ارتقای مهندسین داخلی دانست. در این دوره کارشناسی که در روسه آموزش دیده بودند. و از ابتدا در نحوه انجام برخی امور را به کار در کنار خارجی ها یاد گرفته بودند. و توانایی آنها را در شناسایی. تلفیق و بهره برداری کردن دانش از محیط بالا رفته بود. توانستند کاری کنند که ذوب آهن به کار خود ادامه داد. در همین دوره شرکت فنی مهندسی در کنار ذوب آهن ایجاد شد . که در ابتدا وظیفه انتقال دانش فنی و همچنین تسهیل یادگیری در فرآیند تولید را داشت. اما با حضور کمرنگ متخصصان خارجی این شرکت توانست نقشی محوری در توسعه فنی و تولیدی ایفا نماید. همچنین در این دوره تیمی ده نفره از دانش آموختگان برتر در رشته متالوژی به آلمان اعزام شده. تا بتواند با فناوری های نوین ذوب آشنا گردند.

حرکت در مسیر نو آوری

اینان در سالهای بعد منشأ تحولات و مدیران انتقال فناوری فولاد در کشور بوده اند. همین رویکرد ها را در سایر بخش های فولاد هم می توانیم .ببینیم بعدها شرکت ایریتک در فولاد مبارکه و MMTE در خوزستان هم تقریباً به همین شکل رشد یافتند. یعنی با مشکلاتی مانند تحریم که مواجه شدیم نقش خارجی ها کم شد . و این شرکت های فنی مهندسی ایجاد شدند. و هسته اولیه توانمندی تولید داخل شکل گرفت و توسعه یافت. این دلیل اصلی موفقیت نسبی ما در اجرای قانون 51 در صد بود (مدیر عامل سابق ذوب آهن اصفهان).”

نسخه سال 1375 این قانون با عنوان – قانون حداکثر استفاده از توان فنی و مهندسی تولیدی و صنعتی. و اجرایی کشور در اجرای پروژه ها و ایجاد تسهیلات به منظور صدور خدمات- و نسخه 1391. با عنوان – قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی در تأمین نیازهای کشور. و تقویت آنها در امر صادرات و اصلاح ماده 104 قانون مالیاتهای مستقیم- به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است.

اما چگونه این موضوع سبب شد تا بتوان از فرصت قانون حداکثر استفاده نمود. در واقع می توان گفت توسعه توانمندی شرکت های فنی و مهندسی داخلی. و قانون 51 درصد دو بخش مکمل هستند. و این قانون به عنوان یک کاتالیزور توانسته است. سرعت ارتقای توان داخل را افزایش دهد. نقش تقاضای دولت در کنار توانمندی ایجاد شده. در داخل سبب شده است تا در بخش های مختلف به ویژه در فرآیند های احیا. ما نه تنها توان نوآوری داخلی و ثبت جهانی فناوری پرد را داشته باشیم. بلکه به فکر صادرات این فناوری به سایر کشورها نیز باشیم. به طور کلی ارتقای توان فنی و مهندسی در صنعت فولاد را بر اساس مدل ممیزی تکنولوژی. می توان اینگونه تبیین نمود:

1.افزایش توان مهندسین ایرانی در نگهداری و تعمیرات.: همانطور که در متن مصاحبه بالا ذکر شد. خروج متخصصین خارجی سبب شد تا مهندسان ایرانی که اغلب در روسیه آموزش دیده بودند. نقش فعالتری در نگهداری و تعمیرات داشته باشند. و بتوانند خطوط تولید را زنده نگه دارند. یکی از نتایج این یادگیری فناورانه از طریق انجام کار. ایجاد شرکت های زایشی فنی مهندسی از صنایع فولاد سازی بود.

2. آشنایی با فرآیند ساخت و احداث پلنت فولادسازی.: از این مرحله تقاضای دولت به عنوان یک کاتالیست توسعه. وارد فرایند می شود. با بالا رفتن میزان دانش انباشته شده. و تلاش مهندسین داخلی به عنوان دو رکن اصلی ظرفیت جذب و افزایش تقاضای داخلی برای فولاد. به عنوان یک پنجره فرصت یادگیری فناورانه آغاز شد. این موضوع با احداث کارخانه فولاد خوزستان در اهواز به روش احیاء مستقیم، در سال 1368، آغاز گردید. فرآیند یادگیری که در انی پلنت انجام شد از طریق تطبیق فناوری بود (خلیلی و همکاران، 1398).

“هر چند همه متخصصین فولاد مبارکه را به عنوان پیشگام صنعت فولاد می شناسند. ولی اگر خوب بررسی کنیم می بینیم که فولاد خوزستان. و ساخت آن نقش عمده ای در توسعه توان فنی این حوزه در کشور دارد. فرآیند های اولیه احداث این کارخانه در پیش از انقلاب شروع شده. اما در سالهای جنگ تنها بخش ذوب ان راه اندازی. و تکمیل ابتدای زنجیرهه آهن سازی آن در سال های پایانی دهه 60 شمسی آغاز شد. تغییرات کوچکی که روی فناوری میدرکس توسط مهندسین بومی اعمال شد.

بهره وری فناوری جهت تطبیق با نیازهای پلنت فولاد خوزستان را افزایش داد. عمده عملیات نصب، تکمیل و راه اندازی واحدهای این پلنت. به دست مهندسینی که از تجربیات قبلی در کشور حضور داشتند انجام شد. فولاد خوزستان در حال حاضر حضوری فعال در عرصه های ملی و منطقه ای صنعت فولاد دارد. و یکی از بنگاه های پیشرو اقتصادی در کشور است (مدیر تحقیق و توسعه فولاد خوزستان).”

3. آشنایی با انجام طراحی های تفصیلی.: همانطور که در بخش مربوط به برنامه جامع فولاد اشاره شد. هشت طرح فولادسازی دولتی در این مرحله به اجرا درآمد. که چهار طرح با فناوری میدرکس و چهار طر با فناوری پرد آغاز شد. نکته قابل توجه در این چند طرح این بود. که در همگی آنها ظمن رعایت قانون حداکثر مصوب 1375. اجرای کامل پروژه به شرکت های توانمند ایرانی سپرده شد. تنها به لحاظ تأمین مالی این پروژه ها توسط طرف های چینی، بخشی از پروژه نیز توسط آنها انجام شد. ولی در این سالها نیز قانون حداکثر در صنعت فولاد اجرا شده است.

2- مشکلات تأمین مالی پروژه ها

اجرای قانون حداکثر هم از نظر پشتیبانی ضعیف نظام مالی کشور از تولید کنندگان داخلی. و هم به دلیل نظام مالی صادرات گرای خارجی و تقویت رقبا با چالش جدی است. در یک پروژه شفارش ساخت، تولیدکنندگان داخلی از کارفرما پیش پرداخت طلب کرده. و بر اساس پیشرفت باید تزریق مالی انجام شود تا پروژه ساخت سفارشی به پایان برسد. (نریمانی و همکاران، 1398). مدل تأمین مالی گاز یا نفت در مقابل فناوری که در بخش فولاد کشور مورد استفاده قرار گرفت. توانست در مقاطعی این مشکلات مالی را بر طرف نماید.

3- نیاز دولت به پروژه های فولاد سازی و نبود امکان بهره گیری از توان خارجی

یکی از مشکلات اصلی اجرای قانون، خواست و تمایل دستگاه ها و شرکت های دولتی سرمایه گذار برای اجرا است. به عبارت بهتر اگر وزارت خانه های متولی بخش های اقتصادی نخواهند این قانون اجرا نخواهد شد. (نریمانی و همکاران، 1398). این موضوع با توجه به خواست و تقاضای دولت در حوزه فولاد و نبود. امکان بهره گیری از توان شرکت های خارجی در مقاطعی از تاریخ به دلایلی نظیر جنگ و تحریم بین المللی. در این صورت همواره پیشران توسعه توان شرکت های داخلی بوده است.

تکامل ساختار دولت در سیاستگزاری و تصدیگری بخش فولاد

علاوه بر حوزه نهادها و سیاست ها، در طول زمان، تغییراتی نیز در ساختار سازمانهای فعال در حوزه فولاد کشور. در طول صد سال تکامل یافته و به جایی رسیده است. که از سال 1390 و با تصویب قانون تشکیل وزارت صنعت، معدن و تجارت. سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران، ایمیدرو، عهده دار مدیریت معادن و صنایع معدنی کشور است. بر اساس مطالعات انجام شده در این پژوهش نخستین مداخلات دولت در حوزه فولاسازی با شکست مواجه می شد.

که در این زمان، دولت وقت تصمیم گرفت در سال 1338 سازمان ذوب آهن ایران را تأسیس نماید. و در این راه از شرکت فرانسوی ایریسید مشاوره گرفت. و هدف آن نیز شناسایی معادن سنگ آهن و ذغال سنگ بود. بعد از آن در سال 1353 دولت شرکت صنایع فولاد ایران را تأسیس کرد. که به دنبال ساخت شرکت های فولاد ساز بود. این شرکت در تأسیس مجتمع فولاد اهواز. مجتمع فولاد بندر عباس. تجهیز معادن سنگ آهن کودرموک و مجتمع فولاد مبارکه مشارکت داشت.

” تجربه موفقی که دولت در سالهای حدود دهه 30 با ایجاد شرکت ملی نفت ایران داشت. یعنی اینکه یک شرکت مرکزی درست شود و بعد شرکت های دیگر در حوزه های مختلف. به ویژه در بخش های بالادستی نفت ذیل آن فعالیت کنند باعث شد. که در آن مقطع این مدل هم برای صنایع فولاد ایران استفاده شود. و شرکت تحت عناون صنایع فولاد ایران تأسیس شود (مدیر عامل سابق ایمیدرو).”

این شرکت بر اساس نظر خبرگان، اقدامات مناسبی نیز انجام داده بود. که پیشرفت های صنعت فولاد را می توان تا حدودی به آن ربط داد. در سال 1353 طرح فولاد بندرعباس با مشارکت شرکت ایتالیایی فینیسیدر. که ساختاری شبیه شرکت صنایع فولاد ایران داشت برای اجرا کلید خورد. اولین نمود انتقال فناوری در این قرارداد اتفاق افتاد. در این قرارداد یک بند جدا به منظور کسب دانش فنی خرید خدمات فنی و کارآموزی. به مبلغ 17 میلیون دلار منعقد شده بود.

حرکت در مسیر نو آوری

و این می توانست توانمندی فنی ایران را افزایش دهد. همچنین ایجاد شرکتی تحت عنوان ایری تک برای انجام کارهای مهندسی مشاور. با 40 درصد سهم شرکت ملی صنایع فولاد کشور. 40 درصد سهام شرکت ایتالیم پیانتی و 20 درصد سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی تشکیل شد. که می توانست امور مهندسی از جمله ساخت و طراحی کارگاه. آماده سازی و خنک کردن شمش را در داخل کشور انجام دهد.

(گزارش اقتصادی آهن و فولاد سازمان برنامه و بودجه کشور، 1362).

حرکت در مسیر نو آوری

“شاید کار خودب افرادی که با شرکت ایتالیایی قرار داد بسته بودند سبب شد. تا ظرفیت افزای توان فنی در ایران ایجاد شود. برای همین با تمام فشارهای سیاسی آن زمان تصمیم گرفتم از ظرفیت همان افراد برای نظارت بر قرارداد استفاده کنم. و حتی برخی از آنها که از کشور خارج شده بودند. به ایران برگردانم تا در ساخت کارخانه فولاد مبارکه حضور داشته باشند و بر قرارداد نظارت کنند. تا چیزی از قلم نیفتد، همین امر. سبب شد که دانش فنی بر اساس قرارداد به مهندسین داخلی منتقل شود. و الان فولاد مبارکه توان ایران را داشته باشد. الهام بخش و کشنده سایر بخش های فولادی و حتی صنایع دیگر باشد (بنیانگزار شرکت فولاد مبارکه).”

بعد از انقلاب سازمان ملی ذوب آهن ایران و شرکت صنایع فولاد ایران با یکدیگر ادغام شده. و شرکت ملی فولاد ایران تأسیس شد. اما به دلیل شرایط مختلف آن زمان. عملاً به حفظ آنچه که در قبل از آن اتفاق افتاده بود همت نگمارد. و برنامه های توسعه ای جدیدی اجرا نکرد (مدیر عامل سابق ایمیدرو).

حرکت در مسیر نو آوری

در دوره ششم مجلس شورای اسلامی. قانون تمرکز امور صنعت و معدن و تشکیل وزارت صنایع و معادن در تاریخ 1379/10/06 مصوب. و سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران.: ایمیدرو به منظور رفع نیاز کشور. به محصولات و فرآورده های معدنی با تأکید بر بهینه سازی نظام اقتصادی کشور در بخش معادن و صنایع وابسته. و همچنین اعمال نظارت بر استفاده از ذخایر معدنی. و بهره برداری صحیح و مؤثر از آنها تشکیل شد.

حرکت در مسیر نو آوری

به موجب ماده 6 این قانون هدف از تأسیس این سازمان بررسی، تهیه و اجرای طرح های احداث. توسعه، تجهیز و نوسازی صنایع تولیدی متالوژی. استخراج و فرآوری مواد معدنی و اجرای طرح های اکتشافی تعریف و مقرر شد این سازمان طبق قانون تأسیس. و راه اندازی ایمیدرو سازمان و عنوان. هلدینگ و سازمان عظیم توسعه ای بر 56 شرکت صنعی و معدنی مدیریت داشت. و با وجود تلاش دولت در واگذاری وظایف دقیق حاکمیتی به سازمان. به دلیل وجود اهداف راهبردی، همواره از سوی سازمان از پذیرش آنها اجتناب شد (مدیر عامل اسبق ایمیدرو).

“مهمترین دوران ایمیدرو، مربوط به سال هایی است که آقای مؤذن زاده رییس هیئت مدیره بود. در آن زمان تولید فولاد و سنگ آهن تقریباً 50 درصد زیاد شد. این تغییرات در سایر فلزات هم اتفاق افتاد. در همین دوران بود که سایست های کلی اصل 44 قانون اساسی تدوین و ابلاغ شد. و نخستین خصوصی سازی ها در بخش معدنی ها با واگذاری سهام. شرکت های چادرملو و گل گهر در همین زمان در ایمیدرو رخ داد. اینها همه سبب شد تا دوران طلایی ایمیدرو از سال 1384 آغاز شود و در این دوران بود. که ساخت کارخانه های احیای مستقیم و فولادسازی به مهندسین ایرانی سپرده شود (مدیر عامل اسبق ایمیدرو).”

بعد از آن یعنی در اوایل 1389 دوران جدیدی در مدیریت آغاز شد. که با توجه به تغییرات پیاپی نمی توان فعالیت مناسبی را دید. و بیشتر می توان به این موضوع اشاره کرد. که شرکت های فولادساز در این دوران سعی کردند به تولید و ظرفیت خود اضافه کنند. ولی از جانب دولت استراتژی خاصی در این صنایع وجود نداشت. تا این که در سال 1393 این سازمان طرح جامع فولاد کشور را تنظیم و اجرا نمود. که در بخش قبل به آن پرداخته شده است. علاوه بر موارد فوق، محقق به بررسی اسناد توسعه ای به ویژه قوانین توسعه پنج ساله کشور. و عملکرد آنها پرداخته است. به طور کلی تغییرات نهادی در حوزه توسعه فناوری صنعت فولاد قابل مشاهده است.

تحلیل پنجره های فرصت تقاضا در توسعه صنعت فولاد در کشور

تقاضای محصول نهایی فولاد از دو بخش تقاضای داخلی و خارجی تشکیل شده است. بر اساس محاسبات محقق بیش از 67 درصد از صادرات کشور. به بازارهای خارجی را محصولات فولاد خام به خود اختصاص می دهد. و همچنین بیش از 69 درصد از واردات را محصولات پیشرفته تر صنعت فولاد. یعنی ورق و محصولات تخت تشکیل می دهد. این ترکیب واردات و صادرات نشان می دهد که صنعت فولاد کشور. در تأمین نیاز بخش های اصلی مصرف کننده داخلی فولاد بجز صنعت ساخت و ساز. یعنی خودروسازی .و لوازم خانگی نتوانسته است. از ظرفیت بازار داخلی برای ارتقای توان فناورانه و تولید محصولات پیچیده تر استفاده نماید. و این صنایع به بازارهای خارجی وابسته هستند.

حرکت در مسیر نو آوری

علاوه بر این ایران صادر کننده محصولات فولاد خام است. که به سادگی با ورود و رقابت سایر کشورهای منطقه. به ویژه امارات متحده عربی، روسیه، قزاقستان و ترکیه قابل جایگزینی اس. لی و مالربا (2017). از این موارد به عنوان پنجره های فرصت توسعه فناوری یاد کرده اند. آنها معتقدند شرکت های در حال هم پایی از این فرصت ها. و کاهش تقاضای محصولات شرکت های فولادساز صاحب فناوری. می توان در ارتقای توان فنی و انتقال درست فناوری بهره برد. به طور مثال این دانشمندان در بررسی توسعه توانمندی فناورانه شرکت پوسکو به این نتیجه رسیده اند. که این شرکت ها با یادگیری از شرکت های ژاپنی توسعه یافته اند. و همچنین روابط نزدیک با چنین شرکت هایی را حفظ کرده اند.

بنابراین، برای درک فرآیند پیشروی در صنایع کره ای، درک توسعه صنایع مربوطه ژاپن ضروری است. پس از جنگ جهانی دوم، صنعت فولاد ژاپن رشد چشمگیری را نشان داد. که باعث شد تا از ایالات متحده آمریکا پیشی بگیرد. تولید فولاد خام ژاپن در سال 1973 به 120 میلیون تن رسید. و صنعت فولاد ژاپن نیز رهبر فناوری صنعت فولاد جهان بود. در دهه 1960، سیستم جدید تولید انبوه با تمرکز بر کوره های بلند موقیت چشم گیری یافت. در دهه 1970، صنعت فولاد ژاپن همچنین ورق های فولادی با کیفیت بالا را تولید کرد.

حرکت در مسیر نو آوری

که عمدتاً در اتومبیل های سواری استفاده می شد. با این حال، از اواسط دهه 1970، حجم تولید صنعت فولاد ژاپن شروع به کاهش کرد. و تقریباً در همان سطح تا کنون باقی مانده است. تقریباً در همان زمان در اواسط دهه 1970، صنعت فولاد کره شروع به رشد کرد. و از آن زمان به طور پیوسته رشد کرده است. علاوه بر این، POSCO شرکت پیشرو کره ای فولاد. از شرکت Nippon Steel (NSC)،شرکت پیشرو ژاپنی پیشی گرفته. و تبدیل به یکی از شرکت های پیشرو فولاد جهان شده است. پوسکو در واقع برای هفت سال متوالی به عنوان ” رقابتی ترین شرکت فولاد در جهان” لقب گرفته است.

علاوه بر این موارد به نظر می رسد افزایش رشد اقتصادی کشورها به ویژه کشورهای هدف صادراتی. میتوان توان مالی شرکت های داخلی را افزایش داده و در نتیجه توان سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه. و سرمایه گذرای مشترک بهبود می یابد. بر اساس گزارشات گمرک در سال 1395 به بیش از 38 کشور جهان صادرات داشت است. که در این بین سهم 17 کشور در حدود 93 درصد ارزش دلاری کل صادرات را تشکیل می دهد. وضعیت پیش بینی رشد اقتصادی این خریداران بزرگ فولاد و محصولات فولادی ایران بر اساس گزارش بانک جهانی (2018). دو نکته قابل ذکر است.

اول اینکه اغلب کشورهای اصلی بازار محصولات فولادی ایران، کشورهای در حال توسعه هستند. و این به معنای آن است که افزایش درآمد سرانه و تولید ناخالص داخلی آنها. افزایش مصرف ولاد را به همراه خواهد داشت. دومین مطلب با روند مثب افزایش تولید ناخالص داخلی مرتبط است. و همانگونه که مشخص است به جر در مورد کشور عراق در سال 2017 تمام اقتصادهای دیگر. افزایش تولید ناخالص داخلی خواهند داشت. بنابراین بازار مناسبی برای محصولات داخلی می تواند ایجاد شود. و لذا سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه اثر بخش، بهبود. توانمندی هاای فناورانه داخلی این صنعت را می تواند به دنبال داشته باشد.

همانطور که مطرح شد سه بخش خودرو، ساخت و ساز و لوازم خانگی. از مهمترین مصرف کنندگان صنایع فولاد داخلی هستند. بر اساس آمار بدست آمده کشور ایران اگر چه نوسانات این صنایع در سالهای اخیر زیاد بوده است. اما کشور در هر سه دسته از این صنایع فعالیت داشته و تقاضای مناسبی برای صنعت فولاد کشور. به وجود آورده است. براساس موضوعات مطرح شده در مصاحبه خبرگان، اینگونه میتوان نتیجه گیری نمود. که اگرچه در شرایط اقتصادی موجود، صنایع داخلی با رکود مواجه خواهند بود. و پنجره فرصت تقاضای داخلی نیز در حال بسته شدن است.ولی باز می تواند این پنجره فرصت برای صنایع فولاد سازی. و صنایع مصرف کننده فولاد فرصتی برای توسعه فناوری این حوزه باشد.

بسیاری از کشورهای جهان نظیر ترکیه از این پنجره فرصت در قالب ایجاد نهادهای تحقیق و توسعه مشترک. با مهمترین صنایع مصرف کننده بهره برده اند. برخی دیگر نظیر هند نیز سیاست استفاده از ظرفیت شرکت های داخلی در طرح ها و پروژه های مهم ملی. و قراردادهای بین المللی را در دستور کار قرارداده اند که به طور بالقوه می تواند. به توسعه فناوری منجر گردد و شبیه قانوان حداکثر استفاد از توان داخل ایران است.

که اثر بخشی مناسبی در توسعه فناوری حوزه صنع فولاد نداشته است. بر اساس مطالب بیان شده به نظر می رسد. کشور هیچ برنامه مشخصی برای استفاده از پنجره تقاضا برای توسعه فناوری نداشته است. در متن مصاحبه ها نیز تنها سه نفر از متخصصین به موضوع تقاضا اشاره نموده اند. که این اشارات نیز تنها به استفاده از ظرفیت تقاضا برای افزایش تولید اشاره داشت. و توسعه فناوری با استفاد از پنجره فرصت تقاضا تقریباً مسکوت مانده است.

تحلیل پنجره های فرصت فناوری در توسعه صنعت فولاد در کشور

متأسفانه در زنجیره تولید فولاد عدم توازنی در بعد توسعه فناوری مشهود است. این به دلیل این است که در کشور در بعد فناوری های مربوط به کوره قوس الکتریکی. از پنجره های فرصت فناورانه به بهترین نحو استفاده شده است. ولی در حوزه ریخته گری و نورد تنها به نوآوری های بهره بردارانه و تدریجی بسنده شده است.

“ما بعد از این که تکنولوژی میدرکس را وارد کردیم توانستیم که اندک اندک به ان مسلط شویم. ولی در حوزه فناوری های ریخته گری و نورد کم کاری کردیم. در شرکت فولاد مبارکه یکی از کوره قوس الکتریکی نیاز به تعمیر داشت. ما آن را از مدار خارج کردیم و تمام امکانات را به شرکت ایریتک دادیم. تا آن را با آزمون و خطا را بیاندازد حتی قرارداد ساخت یک کوره دیگر. را پیش پیش با آنها امضا کردیم. و این شد که ایریتک دانش فنی احیاء مستقیم را بدست آوردند. همین کار را شرکت فولاد خوزستان با MMTE کرد و آنها نیز دانش فنی احیاء مستقیم را بدست آوردند. به عبارت بهتر در آن دوران ما استراتژی کلان برای صنعت و استراتژی خاص صنعت نداشتیم (بنیانگذار فولاد مبارکه).”

حرکت در مسیر نو آوری

“فناوری پرد در واقع همان میدرکس است. که اصلاح شده و نوآوری در آن به حدی رسیده. که می شود گفت: فناوری جدیدی است و به ثب رسیده است. اینها همه ناشی از تلاش هایی است که به ویژه در سطح شرکت ها انجام شد. در حال حاضر هم تمرکز ما بر اصلاح بهبود فناوری پرد است. که بتوانیم ظرفیت آن را بهتر کنیم. (مدیر قراردادهای شرکت ملی فولاد).”

” در مورد توانمندی فنی نمی شود همه مراحل فولاد را به یک چشم نگاه کرد. ما در یک فناوری هایی مثل احیای مستقیم به خود کفایی رسیده ایم. و حتی در حال ایجاد پلنت های در سایر کشورها مثل هند با فناوری خودمان هستیم. ولی در سایر فناوریها فعلا در سطحی هستیم که توان نگهداری و تعمیرات. و دربرخی موارد انجام یک اصلاحات جزی داریم. این به ویژه در ریخته گری و در تولید فولاد به روش کوره بلند بیشتر به چشم می خورد. (مدیر بومی سازی فولاد مبارکه).”

حرکت در مسیر نو آوری

بر اساس بررسی های انجام شده و با استفاده از مدل ممیزی تکنولوژی میتوان اینگونه نتیجه گیری نمود. که در بعد فناوری های حوزه احیای مستقیم ما دقیقاً از مرحله بهره برداری حرکت نموده.به توانمندی نگهداری و تعمیرات رسیده ایم. سپس توان طراحی فناوری را کسب نمده و در نهایت با تحقیق و توسعه نوآوری داشته ایم. ولی در حوزه فناوری های حوزه ریخته گری و نورد. در بیشتر فناوری ها به مرحله نگهداری و تعمیرات رسیده ایم. و در بهترین حالت اندکی نوآوری تدریجی داشته ایم (مدیر مهندسی صنایع شرکت فولاد مبارکه. مدیر تکنولوژی شرکت ذوب آهن). با تحلیل متن مصاحبه ها و طبقه بندی مفاهیم. تقلید تا نوآوری صنعت فولاد را می توان به 4 دوره تقسیم بندی نمود. بر این اساس مراحل مختلف تقلید تا نوآوری صنایع فولادسازی کشور تعیین شده است.

حرکت در مسیر نو آوری

با توجه به تحلیل محتوای مصاحبه ها، سه موج اول در ارتقای فناوری را می توان. پارادایم تقلید و موج چهارم را پارادایم نوآوری نامید. بر اساس تجربه صنعت فولاد، با توجه به نبود نیروی انسانی متخصص. اولین اولویت استراتژیک این صنعت ارتقای توان فناورانه. و شکل گیری ظرفیت جذب دانش و فناوری در نیروی انسانی متخصص بوده است. در این مرحله ایجاد کارخانه به صورت کلید در دست با پیمانکاران خارجی در دستور کار قرار داشته است. قراردادهای افزایش دانش سرمایه انسانی و ایجاد اولین شرکت فنی و مهندسی با مشارکت خارجی. حالت های اصلی انتقال فناوری در این مرحله بوده است.

این مرحله که تا اواخر سال 1357 ادامه داشت. یادگیری از طریق تعامل با شرکت های خارجی در دستور کار قرار داشته است. در این تعامل و به شیوه استاد شاگردی (یادگیری از طریق انجام کار). مهندسین و کارگران از ساده ترین کارها تا پیچیده ترین فعالیت های مهندسی را آموخته اند. به طوریکه این سرمایه انسانی بعدها تبدیل به بزرگترین ظرفیت برای توسعه فناوری شده. و در قالب شرکت های زایشی فنی و مهندسی توسعه این صنعت را تسریع و تسهیل نموده اند. منابع انتقال فناوری در این دوره نیز کشور اتحادیه جماهیر شوروی (مجری طرح ذوب آهن اصفهان). شرکت های ایتالیایی به عنوان مجری طرح بندرعباس و فولاد مبارکه و شرکت های فرانسوی. به عنوان مشاورین در طراحی ساختارها و سازمان های دولتی بوده اند.

در موج دوم پارادایم تقلید، افزایش ظرفیت از طریق تسلط بر بهره برداری ا فناوری ها. خرید فناوری از طریق کارخانه کلید در دست خارجی حالت اصلی انتقال فناوری بوده است. در این دوره فناوری میدرکس به عنوان بهترین فناوری احیای مستقیم به داخل کشور وارد شد. یکی دیگر از حالت های اتقال فناوری در این حوزه که به دلیل جنگ تحمیلی ایجاد شد. خروج مهندسین خارجی در پروژه فولاد خوزستان از کشور بود که سبب شد. از ظرفیت جذب ایجاد شده مرحله قبل در مهندسین داخلی برای تکمیل این پروژه استفاده شود.

همین امر زمینه تسلط بر فناوری میدرکس در مهندسین ایرانی را فراهم کرد. در این دوره علاوه بر یادگیری از طریق تعامل با شرکت های خارجی و انجام کار. مکانیزم یادگیری فناوری از طریق کپی برداری و مونتاژ با استفاده از روش مهندسی معکوس در دستور کار قرار داشت. کشورهای ایتالیا، آلمان و روسیه به همراه ژاپن که فناوری میدرکس را ایران از آن وارد کرد. منابع اصلی انتقال فناوری در این حوزه بوده اند. علاوه بر این موضوع از این دوره شرکت های فنی و مهندسی نیز آغاز به شکلگیری کردند.

در دوره سوم پارادایم تقلید، اولویت اصلی افزایش ظرفیت تولید و یادگیری فناوری میدرکس بوده اس. خروجی اصلی این دوره این بود که دو شرکت فنی – مهندسی داخلی یعنی ایریتک و MME. که بر طراحی و توسعه فناوری میدرکس تسلط یافته بودند، مجبور شدند لیسانس آنرا خریداری کنند. علاوه بر این شرکت های فنی-مهندسی خارجی نیز در ایران ایجاد شدند.

و توسعه کمی و کیفی شرکت های داخلی نیز آغاز شد. در این مرحله بود که با توجه به استفاده از مکانیزم های یادگیری فناورانه از طریق طراحی و بهبود. شرکت های داخلی توانمندی اجرای کارخانه کلید در دست. به ویژه در حوزه فولادسازی را یافتند. در این دوره علاوه بر کشور ایتالیا، چین نیز به عنوان یکی از مهمترین منابع فناوری مطرح شد. همچنین تغییر اساسی در این دوره این بود که شرکت های فنی و مهندسی. داخلی نیز بعنوان دارندگان لیسانس فناوری احیای مستقیم. بعنوان یکی از منابع فناوری خود را مطرح نمودند.

حرکت در مسیر نو آوری

پارادایم آخر یعنی نوآوری را می توان به دو بخش تقسیم نممود. در بخش اول یعنی فناوری احیای مستقیم، میتوان گفت که نوآوری اکتشافی. اتفاق افتاده و فناوری پرد در سطح جهان به نام ایران ثبت و اجرای ان آغاز شد. مکانیزم اصلی یادگیری در این پارادایم یادگیری از طریق جستجو (تحقیق و توسعه) بود. این نوآوری مبتنی بر انباشت توانمندی فناورانه و نوآوری های تدریجی در فناوری میدرکس شکل گرفت. و ثمره تلاشی بود که تقریباً از سال 1368 آغاز شده بود. در بخش دوم یادگیری از طریق مهندسی معکوس. به واسطه تحریم ها و کاهش دسترسی شرکت ها به قطعات یدکی شکل گرفت.

حرکت در مسیر نو آوری

در این موضوع که بیشتر در فرآیند ریخته گری و فولادسازی شکل گرفت. توسعه توان تولید با بهره گیری از مکانیزم های یادگیری از طریق کپی برداری و یادگیری. از طریق تعامل با پیمانکاران داخلی در دستور کار قرار گرفت. علاوه بر این موضوع، به تعامل با شرکت های خارجی نیز یک بعد اضافه شد. و ساخت تجهیزات فولادی نیز در داخل کشور آغاز شد. منبع اصلی این تحولات فناورانه کشورهای ایتالیا و چین و شرکت های فنی و مهندسی داخلی (به ویژه MMTE. به عنوان صاحب پتنت فناوری پرد) بوده است.

یافته های این پژوهش نشان می دهد که بر خلاف مطالعاتی نظیر (2011) ، Kale & Little (2007) و (2006) Xie & White. به نظر می رسد نمی توان به طور قطع عنوان داشت. که صنعتی وارد مرحله نوآوری شده است. بلکه عدم توازن ناشی از اختصاص منابع به نوآوری های بهره بردارانه و اکتشافی. در بخش های مختلف صنایع سبب می شود که سطح نوآوری فناورانه نیز متغیر باشد. علاوه بر این موضوع مکانیزم های یادگیری فناورانه نیز علاوه بر تنوع در هر مرحله. به طور مداوم در طی مراحل مختلف چرخه عمر صنعت به کار می رود و به نظر می رسد. مفهوم چرخه یادگیری فناورانه برای هر مکانیزم وجود خواهد داشت.

جدول 2 سعی دارد این چهار موج را به طور خلاصه نشان دهد.

پنجره های فرصت یادگیری فناورانه و مظاهر توسعه در هر پنجره
فرآیند حرکت صنعت فولاد سازی کشور به سمت نوآوری در جدول نشان داده شده است.

بحث و نتیجه گیری

یافته های پژوهش حاضر را می توان در سه بخش اساسی تقسیم بندی نمود.:

1- پنجره فرصت یادگیری فناورانه سیاست های دولت: از زمان اولین نمود. از ارزش تحقییق و توسعه و نیاز برای فعالیت های دولیت سازمان یافته و گسترده. در حمایت ا علم و فناوری. منطق مداخلات دولیت برای حمایت از نوآوری صنعتی توسعه یافت و سیاست ها و مداخلات دولت. به عنوان یکی از مهمترین بخش های هر نظام نوآوری، مورد توجه محققین قرار گرفت.

در این صنعت دولت پس از آگاهی از تقاضای بالا برای فولاد در داخل و خارج از کشور. و احساس نیاز به درونی سازی فناوری. سیاست هایی از جنس سیاستگذاری و برنامه ریزی (تأسیس شرکت های ملی فولاد ایران و ایمیدرو). و سرمایه گذاری (جذب شریک های خارجی با مکانیزم های تأمین مالی به ویژه ارائه نفت در برابر فناوری). خریدهای دولتی (قانون حداکثر استفاده از توان داخل) و توانمندسازی (ایجاد مراکز تحقیق و توسعه. تسهیل و تشویق آموزش های کاربردی) پرداخت.

و به عبارتی پنحره فرصتی برای یادگیری فناورانه. از جنس سیاست ها و نهادها را بر روی بنگاههای داخلی گشود. یافته های پژوهش حاضر در زمینه تنوع و پویایی های سیاست های دلت و اثر آن. بر شکل گیری و تکامل توانمندی فناورانه صنعت فولاد در ایران. گویای آن است که دولت از طریق ایفای نقش های مختلف که قبلاً ذکر شد. نقش کلیدی در این حوزه داشته است. در تحلیل یافته های پژوهش در این بخش می توان به موارد ذیل اشاره نمود.:

  1. نقش سیاستگذاری و برنامه ریزی: در این نقش دولیت، تمرکز اختیارات در نهادهای رسمی را در نظر گرفته است. این صنعت تجربه صنعت نفت مبنی بر ایجاد یک شرکت مادر که زیر مجموعه های داشته باشد. را در دستور کار قرار داد. اگرچه تصدی گری دولت در این حوزه در طول زمان کاهش یافته است. اما همچنان ایمیدرو به عنوان مهمترین نماد این حوزه 28 زیر مجموعه فعال در تولید فولاد و سایر فلزات دارد. و سهامدار اصلی 9 فولادساز عمدده کشور (بین 17 تا 100 درصد سهام) به شمار می رود.

علاوه بر این موضوع یکی از سیاست هایی که همواره دنبال شده است، تدوین برنامه سیاستی توسعه صنعت فولاد است. این برنامه تحت عنوان طرح جامع فولاد ایران از سال 1382 در دستور کار قرار داشته است. که با بررسی دقیق آن و مقایسه با برنامه توسعه فولاد سایر کشورها نظیر. هند و ترکیه به هیج عنوان نمی توان. از آن به عنوان برنامه توسعه این سند فولاد چه در حوزه محصولات و چه در حوزه فناوری یاد کرد. بر اساس یافته های پژوهش مشکلات عمده این سند عبارتند از.:

  • عدم توجه به ظرفیت مازاد تولید
  • عدم توجه به نقش دولت در سیاست های توسعه ای چه در حوزه هایی نظیر دامپینگ کشورهای تولید کنند. سیاست های تعرفه ای در حوزه واردات و صادرات مواد اولیه و محصولات فولادی، کاهش قیمت جهانی فولاد.
  • عدم توجه به نیازمندی های کشور مبتنی بر میزان صادرات و واردات محصولات مورد نیاز صنعت فولاد.
  • عدم توجه به تبادل فناوری در قراردادهای بین المللی.

2. سیاست های سرمایه گذاری: یکی از مهمترین نقش های دولت در ایجاد صنایع جدید، سرمایه گذاری و تأمین مالی است. یکی از تجارب موفق ایران در حوزه صنعت فولاد را می توان. سیاست های نفت و گاز در برابر فناوری نام نهاد. این سیاست یک بار با کشور روسه و یک بار با کشور چین انجام شده است. این موضوع می تواند به عنوان یک نمونه موفق در سایر بخش های کشور نیز استفاده شود.

3. سیاست های خرید دولتی: وجود بازارهای داخلی بزرگ در برخی کشورها نظیر چین. هند و برزیل به عنوان یک پیشران اصلی. برای یادگیری و انباشت قابلیت های فناورانه در حوزه های مختلف صنعتی در این کشورها شده است. (مالربا و نلسون، 2011:لی و مالربا،2106) یافته های این پژوهش نشان داد. در فناوری های فرآیندی نظیر فولاد سازی، از سیاست های خرید دولتی می توان برای ایجاد. شرکت های فنی – مهندسی توانمند استفاده نمود. که به مرور زمان با استفاده از ظرفیت تقاضای داخلی به پیمانکاران عمومی در فرآیند های آهن سازی تبدیل شده. و توانایی طراحی، مهندسی و ساخت اغلب تجهیزات مورد نیاز پروژه ها. به ویژه در حوزه فناوری احیا را بدست آورند.

2- پنجره های فرصت یادگیری فناورانه در حوزه تقاضاهای داخلی و خارجی: یافته های این پژوهش. در رابطه با. ساختار بازار و شرایط عرضه و تقاضا برای صنایع فولادسازی بیانگر موارد زیر است:

  • مشتریان داخلی (صنایع دولتی و غیره بهره ور) برای فولاد سازها: یافته های این پژوهش نشان می دهد. که اگرچه نوسانات این بازارهای داخلی می تواند صنایع فولاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد. و همچنین این صنایع با رکود احتمالی مواجه خواهند بود. اما همچنیان می توانند به عنوان یکی از مهمترین منابع توسعه فناوری و نوآوری. در این حوزه در نظر گرفته شوند. بر اساس مباحث مطرح شده این چنین به نظر می رسد که اگرچه در شرایط اقتصادی موجود. صنایع داخلی با رکود مواجه خواهند بود و پنجره فرصت یادگیری فناورانه. در حوزه تقاضای داخلی نیز در حال بسته شدن است. ولی باز می تواند این پنجره فرصت برای صنایع فولادسازی و صنایع مصرف کننده. فولاد فرصتی برای توسعه فناوری این حوزه باشد. بسیاری از کشورهای جهان نظیر ترکیه از این پنجره فرصت. در قالب ایجاد نهادهای تحقیق و توسعه مشترک با مهمترین صنایع مصرف کننده بهره برده اند.

حرکت در مسیر نو آوری

  • توان سازندگان و عرضه کنندگان صنایع فولادی. برای تصاحب بازارهای داخلی: با تحلیل میزان و ترکیب صادرات و واردات صنایع فولاد سازی کشور. می توان اینگونه نتیجه گیری نمود. که تمرکز ارتقای توان فولادسازان کشور بر تولید محصولات ابتدایی. نظیر فولاد خام و شمش متمرکز است. و توان تولید محصولات پیشرفته مانند انواع ورق ها. با گریدهای مختلف و مستحکم وجود ندارد. این موضوع سبب شده است. تا حتی صنایع مختلف کشور. با این که آنها نیز توان رقابتی بالایی ندارند، هنوز مجبور به تدارک. فولادهای مورد نیاز از خارج از کشور باشند. به عبارت بهتر توان تولید فولادهای جدید و مستحکم در داخل کشور وجود ندارد.

حرکت در مسیر نو آوری

  • رویکرد شرکت های داخلی به بازارهای خارجی: با توجه به تداوم مازاد ظرفیت. در سطح دنیا برای محصولات فولادی به نظر می رسد. پنجره فرصت انتقال فناوری از طریق استفاده ا فرصت کاهش تقاضای فولاد در بسیاری از شرکت های توانمند. هنوز بسته نشده است. از طرف دیگر برنامه کشور توسعه ظرفیت فولاد سازی است. و لذا می توان با جهت دهی مناسب این سرمایه گذاری ها برای استفاده از این ظرفیت. توسعه فناوری را تسهیل نمود. از طرف دیگر اغلب کشورهای مقصد صادراتی محصولات فولادی کشور پیش بینی رشد اقتصادی مثبت دارند. و لذا می توان از این پنجره فرصت نیز برای گسترش توانمندی فناورانه. به ویژه در حوزه سرمایه گذاری استفاده نمود. که البته با تحریم های اخیر به نظر می رسد. این پنجره فرصت در حال بسته شدن است. با این وجود رویکرد ایران همچنان به افزایش صادرات محصولات فولادی خام به کشورهای مقصد صادراتی است.

3- پنجره فرصت یادگیری فناورانه در حوزه ارتقای توانمندی فناوری: شرکت های تولید کننده فولاد. تقریباً به نهادهایی برای ارتقای فناوری از طریق بهبود های مستمر. تبدیل شده و توسعه فناوری. در اختیار شرکت های فنی مهندسی است. همانطور که مطرح شد، پنجره های فرصت یادگیری فناورانه را در چهار دوره می توان خلاصه نمود. یافته های این پژوهش نشان داده مهمترین رکن اصلی توسعه فناوری، مبتنی بر سرمایه انسانی است. به این منظور در موج او ارتقای توان فنی نیروی انسانی و ظرفیت جذب از طریق مکانیزم های یادگیری. از طریق تعامل و انجام کار تقویت شد.

در موج دوم ظهور فناوری میدرکس و یادگیری این فناوری. از طریق مونتاژ و مهندسی معکوس هسته اصلی توسعه فناوری بوده است. در این موج نیز پرورش سرمایه انسانی از طریق مکانیزم هایی نظیر آموزش و همکاری. با شرکت های خارجی مورد توجه بوده است. در موج سوم و همزمان با شدت گرفتن تحریم ها، ظهور و توسعه شرکت های فنی و مهندسی. و همچنین حمایت از تعامل با تأمین کنندگان داخلی سبب شد. تا نوآوری های بهره بردارانه و تدریجی در تجهیزات و به ویژه قطعات یدکی ایجاد شود و ظرفیت تولید. نه تنها کاهش نیابد بلکه بیشتر شده و برنامه های توسعه نیز بر مبنای این توانمندی داخلی طراحی و اجرا شود.

در نهایت با توجه به این سه موج که میتوان به آنها موج تقلید اطلاق نمود. موج جهارم که می توان آن را موج خلق یا نو آوری نامید. شکل گرفت و نوآوری ریشه ای نظیر. ثبت جهانی فناوری پرد و یا تسلط شرکت های داخلی بر فرآیند های طراحی تفصیلی و اجرای پروژه ها. به صورت کلید در دست داخلی ظهور یافت.

یکی از محدودیت های پژوهش تمایل مصاحبه شوندگان به برجسته نمودن موفقیت های صنعت و یا شرکت خود بود. بر این اساس با اینکه محقق سعی داشت تمامی صنعت فولاد را به عنوان یک کل واحد تحلیل نماید. بیشتر به توسعه فناوری در حوزه احیای مستقیم متمایل شد و دیگر موارد. یعنی ریخته گری و فولاد سازی به طور عمیق مورد توجه قرار نگرفت. بر این اساس پیشنهاد می شود نقشه راه توسعه فناوری در سایر بخش های فولاد. نظیر ریخته گری و فولادسازی نیز ترسیم و با نتایج این پژوهش مقایسه شود. همچنین نقش رقابت به عنوان یکی از پنجره های فرصت یادگیری فناورانه نیز در ادبیات پژوهش قابل مشاهده است. که با توجه به شرایط کلان محیط اقتصادی در این پژوهش مورد توجه قرار نگرفت. لذا پیشنهاد می شود این موضوع نیز به عنوان یک متغیر اساسی در یادگیری فناورانه. در پژوهش های آتی بررسی گردد.

حرکت در مسیر نو آوری

دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

حرکت در مسیر نو آوری: تجربه صنعت فولاد ایران-فولاد حرارتی-فولاد گرم-فولاد ضد خوردگی-www.fooladrasuldalakan.com

حرکت در مسیر نو آوری

فولاد رسول دلاکان

با سالها تجربه ی گرانبها در زمینه ی تأمین و توزیع و عرضه انواع ورق آلیاژی – انواع فولاد آلیاژی. با اشکال مختلف تولیدی.از جمله ورق- میلگرد – تسمه – پروفیل – میلگرد با استاندارد و گواهینامه های روز دنیا در سراسر ایران فعالیت مینماید.
صنعتگر گرامی از اینکه ما را جهت خرید فولاد آلیاژی مورد نیاز خویش انتخاب می نمایید سپاسگزاریم.
ارتباط با ما: 09122136675 – 02128423820
[email protected]